تبلیغات
در انتظار شهادت - راه مواجهه ی صحیح با پدیده ‏ ی بدحجابی چیست؟
در انتظار شهادت
یا مهدی (عج)

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

راه مواجهه ی صحیح با پدیده ‏ ی بدحجابی چیست؟

 دكتر حاج علی مسئول دبیرخانه ی ستاد ملی زن و خانواده پاسخ می دهند
 راه مواجهه ی صحیح با پدیده ‏ ی بدحجابی چیست؟

 ما در تدوین و تصویب قوانین و مقررات مشكل زیادی نداریم. ولی در عین حال باید ضمانت های اجرایی این قوانین پیش بینی شود. در واقع باید یك عزم ملی و اهتمام جدی در راستای اجرایی شدن این مصوبات به وجود بیاید و به نوعی همه احساس كنند كه در این راستا موظف هستند و تكالیفی دارند.

عفاف و حجاب به عنوان یكی از ارزش های نهادینه شده در فرهنگ عمومی كشور و از شعائر اصلی دین ما است. كه نتایج عدم رعایت آن چه در سطح فردی و چه اجتماعی بر هیچ فرد منصفی پوشیده نیست؛ همین مسأله سبب حساسیت اقشار مختلف مردم نسبت به نوع برخورد با بد حجابی و روش ‏های ترویج آن در سطح جامعه شده است، طوریكه امروزه این مسأله تبدیل به یك موضوع چالش برانگیز شده و افراد گاهاً نظرات متفاوتی را در این خصوص ارائه داده‏اند.

برخی كه اعمال قدرت را فرهنگ ساز می ‏دانند معتقد به برخور دهای سلبی هستند و عده ‏ای بر این باورند كه هر گونه مواجه مستقیم در این مقوله نه تنها باور پذیری مردم را خدشه دار می ‏ كند بلكه به سیاسی شدن مسأله ی حجاب می ‏انجامد. در خصوص بررسی ریشه‏ های بدحجابی در جامعه و پیامدهای آن و همچنین بررسی راهكارهای برخورد و مقابله با این معضل اجتماعی با خانم «دكتر فریبا حاج علی» مسئول دبیرخانه ی ستاد ملی زن و خانواده به گفت وگو نشسته ایم.

عوامل مؤثر در ترویج بدحجابی را چه می دانید؟

عوامل متعددی بر بدحجابی به عنوان یك مسئله، آسیب، چالش و حتی یك بحران تأثیر دارد. در هر سطحی كه به بدحجابی نگاه شود، این موضوع یك پدیده ی فرهنگی ـ اجتماعی است. بدحجابی ممكن است در مباحث اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و قانونی ریشه داشته باشد. بسترهای متعددی زمینه ساز شكل گیری این پدیده در عرصه ی اجتماعی بوده است و این مسئله به یك عامل، شخص یا موضوع خاص محدود نمی شود.

وضعیت حجاب را در جامعه چگونه ارزیابی می كنید؟

عفاف و حجاب به عنوان یكی از ارزش های نهادینه شده در فرهنگ عمومی كشور ما و همچنین فرهنگ ملی ما شناخته شده است و در واقع این ارزش یك ارزش اسلامی ـ ایرانی است. حجاب سابقه ای تاریخی دارد و در عمق فرهنگ ما رسوخ كرده است. مستنداتی وجود دارد كه نشان می دهد سابقه ی عفاف و حجاب در ایران به دوران ورود اسلام به كشور برمی گردد. حجاب یكی از ریشه دارترین ارزش های فرهنگی ماست، ولی در عین حال در طول تاریخ فرازونشیب هایی داشته است. در برهه ای كشف حجاب صورت گرفت و این ارزش كاملاً زیر پا گذاشته شد و امروز، بعد از پیروزی انقلاب، به عنوان یكی از ارزش های بسیار اساسی در روابط اجتماعی ما شناخته می شود.

بنابراین تأكید مسئولان نظام و رویكرد قوانین و برنامه ریزی ها با ملاحظه ی این ارزش بوده است. این ارزش در همه ی اقشار ما وجود دارد و ریشه دار است، اما پدیدار شدن عارضه ی بدحجابی به دلیل كاستی هایی است كه در جهت تثبیت این فرهنگ در اذهان وجود داشته است و به عنوان نواقص از آن ها یاد می كنیم. وقتی روی یك صفحه ی سفید نقطه ای سیاه وجود داشته باشد، فقط آن نقطه ی سیاه دیده می شود. پدیده ی بدحجابی و مصادیق عینی اش مانند همان نقطه ی سیاه بر صفحه ی اجتماع هستند. نمود پدیده ی بدحجابی از آنجا ناشی می شود كه اساساً ماهیت بدحجابی جلوه گری و بزرگ نمایی است.

به این ترتیب، بزرگ نمایی این مسئله موجب شده است برخی تلقی شان این باشد كه همه ی زنان جامعه ی ایران كاملاً به سمت بی حجابی و بدحجابی رفته اند و این رویكرد به عنوان یك جریان در حال رشد روزبه روز بدتر می شود. به همین خاطر آن را به عنوان یك بحران تلقی می كنند، ولی تلقی من این گونه نیست. من فكر می كنم جلوه ی كاذب بدحجابی باعث شده است كه این موضوع به صورت یك بحران تصور شود. در صورتی كه هرگز كسی نمی تواند بگوید جامعه ی ما یك جامعه ی بی حجاب است یا فرهنگ برهنگی در آن حاكم است.

وقتی شما جامعه ی ما را با كشورهای اسلامی مقایسه می كنید، اعم از اینكه حكومت اسلامی دارند یا اینكه لائیك هستند، صحنه هایی در آن جوامع می بینید كه كاملاً حاكی از بی حجابی، بدحجابی و حتی اشاعه ی فحشا و منكرات است و حتی حساسیتی نسبت به این مسائل وجود ندارد. شاید این مسئله از آنجا ناشی می شود كه حجاب حقیقتاً به عنوان یك ارزش در این كشورها نهادینه نشده است، ولی در كشور ما چون این موضوع به عنوان یك ارزش در همه جا به ثبت رسیده است، وقتی در خیابان، سینما، مطبوعات و هر جای دیگری خلاف این ارزش عمل می شود، خیلی خودش را بزرگ نشان می دهد.

وقتی روی یك صفحه ی سفید نقطه ای سیاه وجود داشته باشد، فقط آن نقطه ی سیاه دیده می شود. پدیده ی بدحجابی و مصادیق عینی اش مانند همان نقطه ی سیاه بر صفحه ی اجتماع هستند. نمود پدیده ی بدحجابی از آنجا ناشی می شود كه اساساً ماهیت بدحجابی جلوه گری و بزرگ نمایی است.

البته این موضوع قطعاً مهم است. ما نمی خواهیم بگوییم مسئله ی كوچكی است. اینكه می گویم بزرگ نمایی می شود به این معنا نیست كه اصلاً اهمیتی ندارد و نباید به آن پرداخته شود. منظور این است كه بدحجابی تا این حد پررنگ نیست و نباید جامعه ی ایرانی را بی حجاب یا بدحجاب تصور كرد. باید واقع بینانه با مسئله روبه رو شویم. در غیر این صورت، نمی توانیم ریشه یابی دقیقی داشته باشیم و راهكارهای مناسبی ارائه دهیم. بنابراین دچار افراط یا تفریط خواهیم شد.

از نگاه شما، سیاست گذاری های عرصه ی عفاف و حجاب در این 30 سال گذشته قابل قبول بوده است؟

ما در تدوین و تصویب قوانین و مقررات مشكل زیادی نداریم. سیاست های كلان نظام در بحث عفاف و حجاب در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی كاملاً واضح و مشخص است و دستگاه ها، سازمان ها و نهادهای مختلف برنامه ریزی ها و فعالیت هایی در راستای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب انجام داده اند. البته به هر حال باید خلأهای قانونی این موضوع آسیب شناسی شود كه آیا واقعاً این قوانین از عمق لازم برخوردارند و ریشه ای به مسائل پرداخته اند یا اینكه فقط به صورت و شكل قضیه توجه داشته اند و محتوای عفاف و حجاب در آن ها منظور نشده است.

قطعاً احتیاج به بازنگری در قوانین داریم، ولی در عین حال فكر می كنم باید ضمانت های اجرایی این قوانین پیش بینی شود. در واقع باید یك عزم ملی و اهتمام جدی در راستای اجرایی شدن این مصوبات به وجود بیاید و به نوعی همه احساس كنند كه در این راستا موظف هستند و تكالیفی دارند.

همان طور كه فرمودید، حجاب و عفاف در فرهنگ مردم ما نهادینه شده است، به نوعی كه بدحجابی ها مثل یك لكه ی سیاه در صفحه ای سفید خودشان را نشان می دهند. به نظر شما، با بدحجابی هایی كه جلوه نمایی زیادی دارند چطور باید برخورد شود؟ نظر شما راجع به اقدامات تنبیهی یا برای مثال، گشت ارشاد چیست؟

قوانینی كه به آن ها اشاره كردم كاملاً وظایف دستگاه ها و سازمان های مربوطه را مشخص كرده است. دستگاه های فرهنگی به عنوان یك وظیفه ی ذاتی باید به این قضیه نگاه كنند و اهدافی را محقق كنند. مقابله با این پدیده باید از راه های فرهنگی صورت گیرد. در واقع باید از جنبه های ایجابی استفاده كنیم، چون همان طور كه گفتم، پدیده ی بدحجابی ذاتاً یك پدیده ی فرهنگی ـ اجتماعی است. راهكارهای این مسئله باید با توجه به ظرایف دستگاه های فرهنگی پیش بینی شود. این راه حل ها شامل اقدامات كوتاه مدت و بلندمدت می شود.

فعالیت های فرهنگی كوتاه مدت باید به صورت اورژانسی برای مشكلات ضروری انجام شود و در كنار آن ها یك سری برنامه های فرهنگی درازمدت، با تعمق و تفكر جدی در این زمینه، تهیه شود. باید ریشه یابی كنیم كه غفلت ما در طول این سالیان از كدام ناحیه بوده است كه ارزش های ذاتی مان این گونه تهدید شده و تهاجم فرهنگی توانسته است از طریق ابزارهایی كه در اختیار دارد بر این مسئله تأثیر بگذارد. در كنار ابعاد فرهنگی قضیه، باید به بُعد اقتصادی آن هم توجه كنیم. برای مثال، در زمینه ی پوشش روی حجاب برتر تأكید می كنیم، در حالی كه قیمت یك چادر باكیفیت در بازار خیلی بالاست.

همچنین خانمی كه می خواهد خیلی ساده و باوقار باشد و مثلاً پوششی در قالب مانتو و روسری داشته باشد به سختی می تواند یك مانتوی مناسب پیدا كند. این مسائل باید ریشه یابی شوند. از سویی دیگر، بحث های قانونی و مقابله ی نظام مند با عوامل بدحجابی را نباید فراموش كنیم، چون افرادی به صورت عامدانه و به عنوان عاملین دشمنان وارد این عرصه می شوند. بنابراین بُعد سیاسی قضیه را هم باید در نظر بگیریم. واقعاً این طور نیست كه همه ی بدحجاب ها از سر غفلت این كار را انجام دهند، بلكه به نظر می رسد افرادی به صورت سازماندهی شده برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی به ترویج بدحجابی می پردازند.

بنابراین در برخی موارد می طلبد كه مقابله ی قانونی و تشدید مجازات ها و برخوردهای لازم را داشته باشیم. در همه ی این قسمت ها باید هم زمان اقدام شود و هر دستگاهی وظیفه ی مربوط به خودش را، با توجه به تشخیص موضوع و تعیین حدود و مرزها، به انجام برساند. بنابراین یك جا لازم است كه نیروی انتظامی ورود پیدا كند و به عنوان یك ضابط مثل هر معضل، تخلف یا جرم دیگری با بدحجابی و بی حجابی هم مقابله كند.

مقابله با این پدیده باید از راه های فرهنگی صورت گیرد. در واقع باید از جنبه های ایجابی استفاده كنیم، چون همان طور كه گفتم، پدیده ی بدحجابی ذاتاً یك پدیده ی فرهنگی ـ اجتماعی است. راهكارهای این مسئله باید با توجه به ظرایف دستگاه های فرهنگی پیش بینی شود. این راه حل ها شامل اقدامات كوتاه مدت و بلندمدت می شود.

در واقع از آنجایی كه بدحجابی در مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی ریشه دارد، باید متناسب با آن برخورد صورت گیرد و به همین دلیل برخوردها باید گاهی تنبیهی و گاهی فرهنگی باشند.

بله و مهم تر از همه هماهنگی بخش های مختلف است تا تأثیر هر قسمت به وسیله ی قسمت های دیگر از بین نرود یا تداخل و تعارض به وجود نیاید. مسئولین باید حرف همدیگر را بفهمند و سلایق را فدا كنند. در واقع باید حقیقتاً به یك مفاهمه برسیم تا یك خرد جمعی حاكم شود. باید بتوانیم این مسئله را خیلی فراتر از یك بخش ببینیم و مصالح نظام را در نظر بگیریم.

در حال حاضر، به نظر می رسد كه یك مقدار برخوردها جزیره ای است؛ یعنی، نیروی انتظامی با رویكرد خوش كار می كند و از سویی دیگر مثلاً بازیگرهای سینما و تلویزیون وضعیت چندان مناسبی در زمینه ی حجاب ندارند كه بتوانند الگو باشند، از آن طرف رئیس جمهور می گوید مشكل ما اصلاً حجاب جوانان نیست. آیا شما قبول دارید كه جزیره ای به این موضوع نگاه می شود؟

البته من هنوز به این نتیجه ای كه شما می فرمایید نرسیده ام، چون باید ارزیابی كاملی از عملكرد همه ی مسئولان ذی ربط صورت بگیرد تا بتوانیم به یك نتیجه ی مشخص برسیم. در حال حاضر من در مقامی نیستم كه بتوانم چنین چیزی را تأیید یا رد كنم، چون تسلط و اشراف كافی بر عملكرد همه ی مسئولان ندارم، ولی به هر حال یكی از ضرورت های بحث كه واقعاً شاید محوری ترین عامل باشد همین ایجاد هماهنگی است. این هماهنگی باید به وجود بیاید. اگر بخواهند حركت رو به جلو اتفاق بیفتد، باید همه ی اعضا هم زمان و هم گام حركت كنند. نباید این طور باشد كه مثلاً یك قسمتی جلوتر برود و دیگران عقب بمانند. هماهنگی بین متصدیان و متولیان این امر لازمه ی موفقیت در این مقابله است.

این هماهنگی ها و حركت ها طبیعتاً باید به دور از تندروی یا كندروی باشد.

بله. همین طور است. قاعدتاً افراط و تفریط نباید صورت بگیرد. به فراخور حال و با توجه به مقتضیات و ضرورت ها باید این اقدامات در جهت مقابله شكل بگیرند. البته دغدغه ی همه ی مسئولین نظام همین است. حقیقتاً هیچ كس با این ادعا و با این قصد وارد عرصه نشده است كه دیگران را دفع كند یا فقط در جهت تثبیت موقعیت خودش و دستگاه خودش اقدام كند. همه هدفشان را این قرار داده اند كه این مشكل حل شود، ولی به هر حال این موضوع به تبادل نظر، مفاهمه و هماهنگی احتیاج دارد كه امیدواریم این اتفاق بیفتد.

نظر شما درباره ی نیروهای گشت ارشاد چیست؟ چه برخوردی باید صورت بگیرد كه مناسب باشد؟ آیا نباید این نیروها آموزش ببینند؟

من فكر می كنم كه خود ناجا آموزش هایی را در دستور كار دارد، ولی به هر حال باید پیشنهادات ارائه شود. دیگران هم باید در ارائه ی بسته های آموزشی، تهیه ی محتوا و نحوه ی آموزش كمك كنند. من مطمئن هستم نیروی انتظامی استقبال می كند و خودش هم این مسئله را مد نظر دارد. واقعاً باید از نیروی انتظامی حمایت شود تا بتوانیم با كمك نیروهای نظام شكل منطقی قضیه را عملی كنیم. نباید فقط نقطه های منفی را ببینیم و آن ها را بزرگ كنیم. در كنارش باید پیشنهاد ارائه دهیم تا این هم افزایی تقویت نظام را به دنبال داشته باشد.

همان طور كه اشاره كردم، بعضی از افراد اصلاً عامل بیگانه هستند و باید با آن ها برخورد انتظامی شود. باید تشخیص داده شود كه موضوع چیست و افراد تا چه سطحی مقصر، متخلف یا مجرم هستند و در همان سطح با آن ها برخوردهای خاص صورت بگیرد. همه ی این ها تعریف شده اند، ولی باید به صورت نظام مند ساماندهی شوند.

اگر بخواهیم بدحجابی را ریشه یابی كنیم، قطعاً به ریشه های فردی و اجتماعی می رسیم. نظر شما در این رابطه چیست؟

عوامل فردی به اعتقادات و میزان تدیّن افراد برمی گردد. ضمن اینكه سلامت اجتماعی و فردی در بستر خانواده شكل می گیرد و قاعدتاً هر چقدر شخص بیشتر به اصول و ضوابط شرعی پایبند باشد، درصد سلامتش در این حوزه بالاتر می رود. در مورد ریشه های اجتماعی این امر باید بگویم همان طور كه جامعه روی فرد اثر می گذارد، فرد هم با حضوری كه در اجتماع دارد روی كل جامعه تأثیرگذار است. بنابراین بحث عفاف و حجاب را باید در این رابطه ی متقابل و تعامل دوطرفه ببینیم.

به نظر شما، بدحجابی به مرور در جامعه عادی می شود؟

بله. آسیب بدحجابی در درازمدت همین است. در واقع فرسایشی شدن این موضوع در درازمدت منجر می شود كه قبح این كار بریزد، برای همه عادی شود و افراد فكر كنند كه اصلاً این مسئله چیز بدی نیست، چون هر روز آن را در خیابان می بینند.

اگر یكی در وسط خیابان بخواهد با چاقو یكی دیگر را بكشد، آیا شما می ایستید و نگاه می كنید؟ حتماً عكس العمل منفی نشان می دهد. بی حجابی چه بسا از كشتن یك فرد بدتر باشد، چون سلامت روحی افراد را به خطر می اندازد و آن ها را دچار انحراف جنسی می كند. اتفاقاً فاجعه ی بدحجابی و بی حجابی عمیق تر است. فردی كه حیا ندارد و ارزش های دینی را زیر پا می گذارد و علناً حریم شكنی می كند جرمش بالاتر است. اگر این موضوع عادی شود و با آن مقابله نكنیم، رفته رفته قبح مسئله می ریزد و ارزش ها فراموش می شود.

در مورد ریشه های اجتماعی این امر باید بگویم همان طور كه جامعه روی فرد اثر می گذارد، فرد هم با حضوری كه در اجتماع دارد روی كل جامعه تأثیرگذار است. بنابراین بحث عفاف و حجاب را باید در این رابطه ی متقابل و تعامل دوطرفه ببینیم.

بعضی از منتقدان این سؤال را مطرح می كنند كه چرا در كشورهای اسلامی دیگر، مثل تركیه یا مالزی، حجاب اختیاری است، اما در ایران اجباری است. نظر شما در این باره چیست؟

ما به الگوها و اسوه های حسنه ای كه در مكتب و شریعتمان معرفی شده اند مراجعه می كنیم. معیار اسلامی ما همان مدینه النبی است. باید ببینیم برخورد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با مسئله ی حجاب و عفاف در زمان خودش چه بوده است. اگر بخواهیم به یك الگو دست پیدا كنیم، باید به سیره ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) مراجعه كنیم، وگرنه با هر چیزی می توانیم خودمان را مقایسه كنیم. بحث انطباق با الگوها مطرح است و اینكه آن زمان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) حتی غیرمسلمان ها را هم به رعایت حجاب ملزم می كردند.

اهل كتاب وقتی در جامعه ی اسلامی زندگی می كنند، باید شعائر دینی را رعایت كنند. البته ما معتقدیم در همه ی ادیان الهی حجاب الزامی است، اما با توجه به تعریفی كه آن ها از دین خودشان دارند، ممكن است حجاب را الزامی ندانند، ولی وقتی در جامعه ی اسلامی زندگی می كنند، باید این موضوع را رعایت كنند، چون از منافع جامعه بهره مند می شوند و در قبالش تعهداتی دارند كه یكی از آن ها رعایت شعائر دینی ما، از جمله حجاب، است.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) این موضوع را تكلیف كرده اند. بنابراین چطور ممكن است این مسئله برای مسلمان ها اختیاری باشد و حاكم اسلامی این موضوع را رها كند یا در قوانین چیزی در این رابطه وجود نداشته باشد؟ قاعدتاً جوامع دیگر الگوی صحیحی برای جامعه ی اسلامی نخواهند بود، چون رفتار آن ها مغایر با آن الگویی است كه ما از رفتار و سیره ی نبوی سراغ داریم. بنابراین آن جوامع باید اصلاح شوند. آزادانه برخورد كردن آن ها با مسئله ی حجاب برمی گردد به اینكه قوانین آن ها هنوز كاملاً اسلامی نشده است و احتیاج به بازنگری دارد.

اگر قرار است به ایده آل ها بپردازیم و هدف را تحقق آن مدینه ی فاضله ببینیم، باید حداقل ردپایی از آن را در قوانین داشته باشیم. ممكن است در مرحله ی اجرا با معضلات و مشكلاتی مواجه شویم، ولی پذیرش این مسئله به عنوان مبنا و اساس فعالیت ها چیزی است كه سابقه ی تاریخی دارد و الگوهای اسلامی آن را به ما ثابت می كند.

راهكارهای فرهنگی و اجتماعی شما برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب چه هستند؟

امروز مسئولین در صدد اجرایی كردن راهكارها هستند. متولیان این امر، وزارت كشور، ناجا و دستگاه هایی كه به صورت خاص چنین تكلیف هایی برایشان تعریف شده است اقداماتی در این زمینه انجام می دهند. ما فقط می توانیم پیشنهاداتی داشته باشیم، در راستای رفع نواقص قدم برداریم و حمایت كنیم. در واقع ما می توانیم در عرصه ی فرهنگ سازی كمك كنیم، وگرنه دستگاه ها تكالیفشان مشخص است و فقط باید به مرحله ی اجرا برسد.

به نظرم واقعاً یك عزم ملی و همت جدی باید باشد تا این اقدامات مقطعی نباشند و فقط در یك دوره ی خاص، مثلاً تابستان ها، اجرا نشوند. نباید فقط زمانی كه مسئله ی بدحجابی خیلی حاد می شود، پرداختن به آن را ضروری بدانیم. اگر دستگاه های مسئول وظایفشان را اجرا كنند و هماهنگ باشند، فكر می كنم كه درصد مهمی از این مسئله حل می شود و اِن شاءالله مشكل برطرف خواهد شد. البته باید ضمانت های اجرایی لازم هم وجود داشته باشد و مسئولیت پذیری افراد پررنگ تر شود.

با تشكر از اینكه وقت خود رادر اختیار قرار دادید.

درباره وبلاگ

همیشه شروع کردن سخت ترین کاره، چون خودت نمی دونی از چی یا کی میخوای بنویسی ولی بعد از شروع و کمی نوشتن انگار که قلم، خودکار شروع به نوشتن میکنه و بی اختیار می نویسه!
مدیر وبلاگ : سرباز گمنام امام زمان (عج)

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام موضوع بیشتر قابل توجه تان می باشد؟







نویسندگان


استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال انبیاء

پیچک