تبلیغات
در انتظار شهادت
در انتظار شهادت
یا مهدی (عج)

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

قدرت دفاعی ایران، فراتر از مرزهای جغرافیایی است.

جانشین فرمانده سپاه پاسداران گفت: جمهوری اسلامی امروز كیلومترها فراتر از مرزهای جغرافیایی دارای قدرت دفاعی است.
سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی در تجمع بزرگ نیروهای مسلح استان قم كه در اعتراض به توهین ها به ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) در حرم مطهر حضرت معصومه(س) صورت گرفت با گرامیداشت دهه كرامت و هفته دفاع مقدس اظهار كرد: وقایع الهی دارای حركتی پویا و زنده بوده و در طول تاریخ رشد می كنند.
وی عاشورا را اوج حوادث الهی برای بشریت دانست و افزود: زمان و مكان نمی توانند این واقعه الهی را مورد تأثیر قرار دهند زیرا این حادثه مرز زمان را شكافته و موجودیتی مستقل در طول تاریخ یافته و شاهد این مسئله عزاداری های باشكوهی است كه هر ساله دقیق تر و زنده تر از قبل برگزار می شوند.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران، دفاع مقدس را بخشی از فرهنگ عاشورایی دانست و گفت: جوهره عاشورا در متن و سرشت دفاع مقدس وجود دارد به همین دلیل جنگ تحمیلی نیز یك موجودیت زنده و پیش رونده را در متن زمان یافته است.
وی خاطرنشان كرد: دفاع مقدس سند هویت شخصیت دینی و انقلابی ملت ایران بوده و نشان دهنده مشخصه های حقیقی جمهوری اسلامی محسوب می شود.
سردار سلامی با بیان اینكه تبعیت از امر امام و رهبری و جاری شدن روح ولایت در تمام شئون جامعه از بارزترین عناصر وجودی دفاع مقدس محسوب می شوند، ابراز كرد: جنگ ها نشان دهنده پایبندی ملت ها به ارزش های اصیل خود است و قدرت مقاومت و ظرفیت درخشش در تاریخ آن مردم را نشان می دهد.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران افزود: جنگ معیار مطمئنی برای ارزیابی تمام شخصیت و هویت یك ملت محسوب شده و هرگاه رخ دهد تاریخ خاصی را شكل می دهد.
وی دفاع مقدس را جنگی متفاوت با سایر نبردها در قرن گذشته دانست و گفت: تمام جهان پس از این جنگ نگاه دیگری به ملت ایران داشتند زیرا جنگی جهانی و نابرابر علیه نظام اسلامی به راه افتاده بود.
سردار سلامی اضافه كرد: مردم ایران در آغاز انقلاب هنوز قدرت دفاعی لازم را نداشتند و از اقتصاد وابسته رنج می بردند و آماده حادثه ای بزرگ مانند جنگ نبودند در حالی كه تمام قدرت های مسلط جهانی و منطقه ای با یكدیگر متحد شده و علیه جمهوری اسلامی وارد عمل شدند.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران با بیان اینكه در آن دوران، جهان بین دو قدرت بزرگ شرق و غرب تقسیم شده بود عنوان داشت: این دو قدرت در همه مسائل در نقطه مقابل یكدیگر بودند و جنگ های نیابتی به راه می انداختند اما احساس كردند كه در نقطه مهمی از عالم یعنی ایران، شعله های یك انقلاب اسلامی در حال روشن شدن بوده و پیام آور یك نظام نوین جهانی است در این زمان با یكدیگر هم دست شدند.
وی افزود: نظام دینی ایران سیستم های سرمایه داری و كمونیستی را به چالش كشید و منظومه ای از تعالیم آسمانی را ارائه داد به همین دلیل قدرت های جهانی با یكدیگر متحد شدند تا این نظام را حذف كنند.
سردار سلامی با بیان اینكه تمام نهادهای بین المللی نقش خاص خود را در جنگ با ایران بر عهده داشتند، گفت: شوروی وظیفه تجهیز و نوسازی ارتش عراق را بر عهده گرفت به طوری كه ارتش این كشور از 12 لشكر در ابتدای جنگ به 50 لشكر در ادامه جنگ رسید و آلمان نیز موظف به تجهیز زرادخانه های شیمیایی عراق شد.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران خاطرنشان كرد: اعراب مرتجع منطقه نیز حمایت های مالی عظیمی از عراق كرده و بیش از 80 میلیارد دلار پول در اختیار صدام قرار دادند و در واقع می توان گفت از همه ظرفیت ها جهانی برای سركوب ملت ایران استفاده شد.
وی با بیان اینكه قدرت های جهانی جنگ تحمیلی را به ظرفی برای خالی كردن تمام بغض خود علیه اسلام و انقلاب و امام تبدیل كردند اضافه كرد: در دوران جنگ حتی از ورود سیم خاردار به كشور جلوگیری می كردند و این در حالی بود كه عراق تمام تجهیزات را در اختیار داشت و علیه ایران به كار می برد.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران با اشاره به فرسودگی قدرت دفاعی ایران در آغاز جنگ گفت: آثار وابستگی های رژیم گذشته در جنگ مشاهده می شد و همه معیارهای ظاهری به نفع دشمن بود اما تنها شاخصه ای كه موازنه قدرت را در این نابرابری قدرت دگرگون ساخت، اتصال معنوی ملت ایران با روح ولایت بود كه در قامت بلند امام خمینی(ره) تجلی داشت.
وی ادامه داد: مردم ایران برای حضور در جبهه ها هجوم می آوردند به طوری كه گاهی اوقات سازماندهی آنها با مشكل مواجه می شد و در حالی كه از زمین و آسمان بر سر آنها گلوله می بارید ظرف مدت یك سال و نیم تمام شهرهای اشغال شده را آزاد كردند و اراده امام را بر تمام قدرت ها غلبه دادند كه این شكوه تاریخی جز در جغرافیای اسلام متكی بر آموزه های وحی امكان پذیر نبود.
سردار سلامی با بیان اینكه پایه های تمدن نوین اسلامی در دوران جنگ تحمیلی ساخته شد، گفت: قوای اسلام در برخی عملیات ها در داخل عراق به مبارزه ادامه دادند در حالی كه ارتش بعث از تمام تجهیزات بهره می برد تا از یك شكست تاریخی و استراتژیك جلوگیری كند و خورشید اسلام نتواند تلألو جاودانه خود را نشان دهد.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران مقاومت مردم ایران در دوران جنگ را ضمانتی برای تثبیت انقلاب دانست و افزود: عملیات خیبر یك شگفتی عظیم است كه به نام اسلام در تاریخ تمام جنگ ها به ثبت رسید و این مسئله گوشه ای از دلاوری های رزمندگان اسلام بود.
وی عملیات های صورت گرفته در زمان جنگ را بازسازی واقعه عاشورا در جنگی جدید و گرفتن انتقام از همه مستكبران دانست و تصریح كرد: جنگ نظامی پس از هشت سال به پایان رسید اما دشمنان می دانستند كه اگر ایران موفق به ارائه یك الگوی قابل تكرار به سایر ملت های مسلمان شود فضای تنفس آنها بسیار تنگ خواهد شد به همین دلیل وارد عرصه های دیگر نبرد با جمهوری اسلامی شدند و تحریم های اقتصادی را با دامنه و شدت بیشتری ادامه دادند تا ملت ایران در سطح بین المللی منزوی شود.
سردار سلامی با اشاره به تلاش غرب برای حذف نظام اسلامی در عرصه های گوناگون گفت: ملت ایران پس از جنگ به رهبری یكی از بزرگ ترین رهبران الهام بخش عالم و كسی كه توانست اندیشه های امام راحل را در زمینه های مختلف با درخششی فوق العاده انجام دهد، راه خود را ادامه داد.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران با اشاره به نقش ممتاز و بی نظیر مقام معظم رهبری در مدیریت و هدایت جنگ جدید استكبار علیه ایران ابراز كرد: نگاه به جبهه جدید جنگ علیه ایران نشان می دهد كه باز هم تمام قدرت ها در مقابل ما قرار دارند اما تفاوت هایی نیز وجود دارد زیرا جمهوری اسلامی امروز متكی به صادرات نفت نبوده و در مقابل تحریم نفتی، آرام و مطمئن مسیر خود را ادامه می دهد.
وی گفت: جمهوری اسلامی امروز كیلومترها فراتر از مرزهای جغرافیایی دارای قدرت دفاعی است ضمن اینكه اروپا در حال حاضر از فقر اقتصادی رنج برده و تمام مشخصه های اقتصادی كه در گذشته توصیف كننده ایران از سوی آنها بود امروز در مورد خودشان به كار می رود و آمریكا نیز بزرگ ترین دولت بدهكار در جهان است در حالی كه اقتصاد، علم، هنر، صنعت و ورزش ایران مرزهای جدیدی را در می نوردند.
سردار سلامی خاطرنشان كرد: امروز اسلام در جهان نفوذ زیادی دارد و توهین دشمنان به ساحت پیامبر اعظم(ص) به دلیل ضعف آنهاست اما آنها باید بدانند كه ملت ایران در سایه عنایات الهی و توسل به اهل بیت(ع) استوار و پابرجا خواهند ماند.

چرا كشور همچنان در مسیر پیشرفت مطلوب قرار دارد؟

كمتر از 5 سال از طرح گفتمان پیشرفت و عدالت، در فضای سیاسی و رسانه ای كشور می گذرد و رشد شتابنده ی این گفتمان، نشان از آن دارد كه جمهوری اسلامی در این مسیر به موفقیت و پیروزی نسبی رسیده است. هر چند تا رسیدن به پیشرفت مطلوب و دست یابی كامل به الگوی اسلامی- ایرانی آن، هنوز راه زیادی داریم ولی تا كنون نه تحریم های بین المللی توانسته است سیستم سیاسی و اقتصادی ایران را با فشار داخلی و نارضایتی های رو به رشد- مورد انتظار غرب- مواجه كند و نه انزوا و فشارهای بین المللی، جمهوری اسلامی را دچار تعارض ساختاری و متلاشی كرده است.

واقعیتی كه حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان بر آن صحه گذاشته و با بیان ارزیابی خود از وضعیت عمومی كشور و با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف، شرایط را در مجموع، «در حال پیشرفت مطلوب» دانستند: «ارزیابی من از شرایط این است كه كشور، در مجموع در حال پیشرفت مطلوب است و نشانگر شرایط مناسب و خوب كشور برای نشان دادن عظمت اسلام است البته ممكن است در برخی مسائل اجرایی و فكری، نقاط ضعفی هم وجود داشته باشد اما ارزیابی از شرایط كشور، با در نظر گرفتن همه ی نقاط قوت و پیشرفت ها و برخی نقاط ضعف، است» 1

پیش از این نیز رهبر انقلاب در اجلاس سران عدم تعهد با اشاره به پیشرفت های همه جانبه ی ایران در 2 دهه ی اخیر، آن را واقعیتی دانستند كه در شرایط تحریم ها، فشارهای اقتصادی و تبلیغاتی نظام سلطه حاصل آمده اند. ضمن آنكه ایشان همچنان، همگان را به پرهیز از مبالغه در بد نشان دادن وضعیت اقتصادی و سیاه نمایی در این حوزه فراخوانده و از مغالطه در خصوص نارسایی های اجرایی با زیر سؤال بردن كارآمدی نظام تحذیر كرده اند: «در مسائل مختلف از جمله مسائل داخلی باید مراقب بود تا مغالطه ها ما را به اشتباه در تحلیل گرفتار نكند.»

اما پیشرفت مطلوب، از چه مؤلفه ها، ابعاد و شاخصه هایی برخوردار است كه رهبر انقلاب، وضعیت كشور را در حال حركت به این سو می دانند و سیاه نمایی از وضعیت اقتصادی و سیاسی كشور چه پیامدهایی دارد كه ایشان، بارها از آن نهی كرده اند؟

شاخصه ها و موانع پیشرفت مطلوب

رهبر انقلاب با درك صحیح ابعاد و موانع پیشرفت به عنوان یك ضرورت انقلاب اسلامی و در راستای رسیدن به الگو و متدولوژی اسلامی و ایرانی اداره ی جامعه و پیشبرد آن، به كرات به توضیح و تبیین شاخصه و مؤلفه های پیشرفت و نیز به ضعف ها و موانع رسیدن به پیشرفت مطلوب پرداخته اند.

مدل مطلوب پیشرفت از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، الگویی است كه در آن، به ابعاد گوناگون حیات مادی و معنوی انسان ها، مبانی معرفتی، فلسفی و اخلاقی اسلامی، تضمین امنیت و استقلال كشور و نقاط مشترك پیشرفت اسلامی و غربی توأمان توجه می شود.

مدل مطلوب پیشرفت از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، الگویی است كه در آن، به ابعاد گوناگون حیات مادی و معنوی انسان ها، مبانی معرفتی، فلسفی و اخلاقی اسلامی، تضمین امنیت و استقلال كشور و نقاط مشترك پیشرفت اسلامی و غربی توأمان توجه می شود.

از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، پیشرفت بامؤلفه هایی چون ارتقای معنویت، اقتدار اقتصادی، امنیت، علم و فن آوری و به ویژه عدالت به مثابه هسته ی اصلی پیشرفت اسلامی، معنا می یابد و بدون التزام به این مؤلفه ها، هر الگوی پیشرفتی در خطر لغزیدن به سوی الگوهای توسعه ی غربی قرار خواهد گرفت و از این رو در اندیشه ی ایشان، پیشرفت با مفهوم توسعه ی غربی و ارزش های وابسته به آن متمایز است.

- توجه توأمان به نیازهای مادی و معنوی به عنوان 2 شاخص عمده ی پیشرفت ایرانی – اسلام؛ 2

- توجه به مبانی معرفتی، فلسفی و اخلاقی اسلام در مدل مطلوب پیشرفت؛ 3

- تضمین استقلال كشور و الهام بخشی در مسائل منطقه و جهان اسلام؛ 4

- توجه به اهمیت ویژه ی عدالت، به عنوان هسته ی مركزی پیشرفت اسلامی و ضرورت تحقق مصادیق عملی عدالت از جمله مبارزه با فساد و اسراف همچون شناسایی نقاط آسیب پذیر و گلوگاه های گردش مالی و اقتصادی كشور. 5

از جمله مؤلفه های اصلی پیشرفت مطلوب در كشور هستند. امری كه رهبر انقلاب، موقعیت نظام جمهوری اسلامی را در حال حركت به این آرمان متكی دانستند. در نقطه ی مقابل، عافیت طلبی و انفعال،مدیران و نخبگان ناهمتراز با انقلاب اسلامی؛ ضعف و كم كاری حوزه های علمیه و دانشگاه و در عرصه های سیاسی معضلاتی از قبیل:

«قبیله گرایی سیاسی؛ فساد و تبعیض سیاسی؛ ولایت گریزی و ولایت ستیزی؛ بی بصیرتی خواص و نخبگان؛ دنیاطلبی كارگزاران؛ نبود شایسته سالاری در تصاحب مناسب سیاسی، اجرایی و مدیریتی؛ ارتباط نداشتن مستمر مردم و مسئولین نظام سیاسی؛ بی تفاوتی برخی اقشار نسبت به مناسبات سیاسی و ...» از جمله موانع و ضعف هایی هستند كه رهبر انقلاب به مراتب، مسئولان و آحاد مردم را نسبت به آن ها تحذیر كرده اند؛ همچنین درك غلط نخبگان كشور از مفهوم پیشرفت و الگوی پیشرفت اسلامی و تأكید رهبری بر ضرورت پرهیز از آسیب تقلید از الگوهای غربی در اداره ی كشور نیز دیگر موانع مهم پیشرفت محسوب می شود.

اهداف و پیامدهای مغالطه، بحران نمایی و سیاه نمایی ها

بحران نمایی، سیاه نمایی ضعف ها و نارسایی ها، مغالطه در تحلیل كژكاركردی های داخلی و نادیده گرفتن نقاط قوت و پیشرفت های جمهوری اسلامی در برخی تریبون های رسانه ها و محافل سیاسی، از جمله آسیب های همیشگی عرصه ی سیاسی و رسانه ای كشور بوده كه به تحلیل نادرست از شرایط كلی منجر گردیده است.


بحران نمایی، سیاه نمایی ضعف ها و نارسایی ها، مغالطه در تحلیل كژكاركردی های داخلی و نادیده گرفتن نقاط قوت و پیشرفت های جمهوری اسلامی در برخی تریبون های رسانه ها و محافل سیاسی، از جمله آسیب های همیشگی عرصه ی سیاسی و رسانه ای كشور بوده كه به تحلیل نادرست از شرایط كلی منجر گردیده است.

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی بدین سو، همواره مجموعه ای از علائم و نشانه ها در فضای سیاسی و اقتصادی كشور با هدف القای وضعیت بحرانی در كشور صورت پذیرفته است. مجموعه ای از علائم كه در سال های اخیر به عنوان نمونه با متهم كردن جمهوری اسلامی به تلاش برای ساخت سلاح هسته ای و نقض جدّی حقوق بشر ضد جمهوری اسلامی صورت پذیرفته و در هفته های اخیر با تعطیلی سفارت كانادا در تهران و نیز موج تكراری تهدید ایران به حمله ی نظامی با هدف هر چه بحرانی كردن فضای سیاسی و اجتماعی كشور، در كنار برخی التهاب آفرینی های داخلی از قبیل ایجاد نوسان و التهاب در بازار ارز ایران مجدداً در دستور كار قرار گرفته است.

در تحلیل های سیاسی از وضعیت نیز ایجاد تردید در آمارهای رسمی و زیر سؤال بردن مراجع متولی ارائه ی آمار، ارائه ی مغالطات آماری، تعمیم یك كاستی و یا یك مشكل جزئی به كل سیستم به طوری كه وانمود شود در ساختار و روند كلی خود دچار «بحران» شده است؛ از معمول ترین شیوه ها برای فریب افكار عمومی و وارونه نمایی حقایق به شمار می روند.

ارائه ی آمارهای عجیب از وضعیت اقتصادی، ارائه ی مقایسه های ناقص در مورد مسائل اقتصادی حال حاضر با گذشته یا با كشورهای توسعه یافته، آمارهای استقرایی بدون در نظر گرفتن جمیع جهات از نظر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و دروغ پردازی از جمله مظاهر سیاه نمایی و مغالطه در توضیح وضع اقتصادی و اجتماعی است؛ اما وارونه نمایی حقایق، چه در تأیید عملكرد سیستم سیاسی و چه در رد و انكار دست آوردهای آن، مانع از تحلیل صحیح و دقیق وضعیت سیاسی و اجتماعی و منجر به تبیین و تجویزهای غیرعقلانی می شود.

وارونه نمایی حقایق، چه در تأیید عملكرد سیستم سیاسی و چه در رد و انكار دست آوردهای آن، مانع از تحلیل صحیح و دقیق وضعیت سیاسی و اجتماعی و منجر به تبیین و تجویزهای غیرعقلانی می شود.

تحلیل و تجویزهایی كه اغلب در اولویت بندی سیاست گذاری ها اختلال های متعددی بر جای نهاده است. سطحی نگری، تحلیل شرایط جمهوری اسلامی نه از یك منظر كلان، بلكه بر اساس موضوعات جزئی و سطحی كه در روند حركت هر نظامی محتمل است؛ یكی دیگر از مغالطاتی است كه در تحلیل شرایط كلی حاكم بر كشور صورت می پذیرد.

كوبیدن بر طبل «اوضاع در ایران رو به وخامت است»، در وهله ی اول، با هدف زیر سؤال بردن مشروعیت جمهوری اسلامی و ناكارآمد نشان دادن نظام اسلامی، صورت می پذیرد. القای شكاف میان مردم و حاكمیت و تخریب وجهه ی الگو بودن و الهام بخشی ایران در منطقه و جهان، مهم ترین اهدافی است كه دشمنان از بزرگ نمایی مشكلات و ترسیم چشم انداز تیره و تار از كشور دنبال می كنند؛همچنین از دیگر اهداف مهم سیاه نمایی ها، جنگ روانی، ایجاد موج ناامیدی، یأس و تخریب روحیه ی مقاومت در ملت در راستای ایجاد روحیه ی انفعال و تسلیم است.

در سوی دیگر ماجرا، علاوه بر قدرت های استكباری، برخی جریان های مردود داخلی نیز بیشترین سود را از بحرانی جلوه دادن فضای كشور و وارونه نمایی حقایق می برد. چرا كه تصور می كنند بحران برای آن ها حاشیه ی امنیت ایجاد خواهد كرد و می توانند با هزینه ای حداقلی به اجرای پروژه های خود بپردازند.

بزرگ نمایی تحریم های خارجی و یا توصیف انتقادهای داخلی به تخریب دولت نیز، از دیگر شیوه های مغالطه و به عنوان سرپوشی بر ضعف ها و كاهلی های دستگاه های حكومتی و از موانع رسیدن به پیشرفت مطلوب به شمار می رود. تحت فشار گذاشتن نظام برای تعدیل خط قرمز پر رنگ و راهبردی اش یعنی ارتباط با غرب و مذاكره با آمریكا به عنوان راه حل كذایی همه ی مشكلات، كاركرد دیگری است كه برخی جریان های مخالف نظام از بحران نمایی و مغالطات تحلیلی بدان می اندیشند.

تحت فشار گذاشتن نظام برای تعدیل خط قرمز پر رنگ و راهبردی اش یعنی ارتباط با غرب و مذاكره با آمریكا به عنوان راه حل كذایی همه ی مشكلات، كاركرد دیگری است كه برخی جریان های مخالف نظام از بحران نمایی و مغالطات تحلیلی بدان می اندیشند.

این در حالی است كه انقلاب اسلامی شرایط به مراتب سخت تری را پشت سر گذاشته است، انقلابی كه با كمترین امكانات مادی، توانسته است در 8 سال جنگ تحمیلی كشوری را كه تا بن دندان مسلح و مستظهر به حمایت تمام جبهه ی استكبار بود به زانو درآورد و با وجود هزاران توطئه و فتنه ی داخلی و خارجی هم اكنون كه در اوج اقتدار و عزت خود است در مقابل دشمنان واهمه ای به خود راه نمی دهد.

نتیجه آنكه، قطار پیشرفت ملت ایران از 3 دهه پیش به راه افتاده و موانع داخلی و خارجی نتوانسته جلوی این حركت پرشتاب را بگیرد و بالعكس، ضربه ناپذیری در برابر تحریم ها و توطئه ها سبب شده است جمهوری اسلامی ایران امروز در بهترین شرایط برای صعود به قلل رفیع بشریت در یك نظام عادلانه ی جهانی و پی ریزی الگوی پیشرفت ایرانی و اسلامی قرار گیرد.

اسرائیل بزرگترین دشمن مردم اسرائیل است

ه گزارش پایگاه اینترنتی بسیج، پایگاه تحلیلی كانادایی «گلوبال ریسرچ» در مقاله ای به قلم «تونی كارتالوچی» محقق و فعال سیاسی، در این باره نوشت: بنیامین نتانیاهو در یك برنامه تلویزیونی، سیاست های خارجی ایالات متحده را به مردم آمریكا دیكته كرد. نتانیاهو به عنوان یك اسرائیلی، در میان مردم آمریكا از اعتبار بالایی برخوردار نیست بلكه این سرمایه داران و شركت های بزرگ مالی در «وال استریت» و لندن هستند كه وی را از نظر سیاسی معتبر جلوه می دهند. اكنون می توان سه دلیل مهم برای موضع فریبكارانه اسرائیل و ایالات متحده نسبت به ایران را بررسی كرد:

1. ایالات متحده و اسرائیل به خوبی می دانند كه ایران به عنوان یك تهدید برای تسلط غرب بر خاورمیانه محسوب می شود نه به عنوان تهدیدی برای امنیت غرب

طرح سیاست های آمریكا و اسرائیل برای براندازی ایران كه در یك گزارش 156 صفحه ای تحت عنوان «كدام مسیر به سوی ایران؟» تنظیم شده است، تایید می كند كه ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت ایالات متحده و اسرائیل محسوب نمی شود بلكه سلطه غرب بر خاورمیانه را تهدید می كند. همچنین در ماه مارس 2012، گزارشی تحت عنوان «اسرائیل و آمریكا: شركای جرم در جنایات بین المللی» و گزیده ای از اسناد موسسه «تحقیق و توسعه ایالات متحده»، همگی چنین موضوعی را تایید می كردند.

2. اسرائیل و آمریكا، پیش از این نیز مخفیانه به ایران حمله كرده اند

ایالات متحده و اسرائیل، با استفاده از گروهك تروریستی «مجاهدین خلق»، سال ها یك جنگ مخفیانه علیه مردم ایران را رهبری كرده اند. نكته جالب توجه اینجاست كه نام این گروهك تروریستی در فهرست ایالات متحده مبنی بر سازمان های تروریستی خارجی، وجود دارد. در ماه مارس 2012، سابقه گروهك تروریستی مجاهدین خلق و حمایت ها از این گروهك برای انجام فعالیت های تروریستی در داخل ایران، توسط مجموعه ای از گزارشاتِ رسانه های غربی، شاهدان دولتی و اسناد مربوط به سیاست های خارجی ایالات متحده، انتشار یافت. در ماه فوریه نیز طی گزارشی تحت عنوان «انكار آمریكا مبنی بر ایفای نقش در جوخه های ترور اسرائیل»، مشخص شد كه مقامات آمریكایی حمایت اسرائیل از گروهك مجاهدین خلق به منظور ترورهای زنجیره ای در داخل ایران را تایید می كنند، همچنین مداركی مبنی بر حمایت آمریكا از این گروهك تروریستی نیز افشا شد.

لازم به یادآوری است كه براندازی های سیاسی و نظامی در ایران از جانب غرب، به زمان «كودتای 28 مرداد» در سال 1953 میلادی برمی گردد، زمانی كه ایالات متحده و بریتانیا، دولت قانونی و منتخب «محمد مصدق» را سرنگون ساختند. این كودتاهای خشونت آمیز، مدت ها قبل از ایجاد نظم سیاسی كنونی در ایران، وجود داشته است. ایران از مداخلات دولت های خارجی و نقض حاكمیت خود، به مدت بیش از نیم قرن رنج برده است. این مداخلات، سال ها قبل، توسط غرب پایه ریزی شد و از طریق تحریم های سیاسی، اقتصادی و نظامی، تا همین امروز نیز ادامه دارد.

3. هدف رهبران كنونی اسرائیل، تسلط بر شركت های كلان مالی در وال استریت و لندن است نه حفظ امنیت اسرائیل

شاید مهم ترین موضوع درباره سیاست های ایالات متحده و اسرائیل در قبال ایران، نشأت گرفته از نگرانی ها برای امنیت اسرائیل و حفظ بقای این دولت یهودی است اما در واقع، سیاست خارجی كلی كه توسط اسرائیل دنبال می شود، برضد امنیت مردم اسرائیل و پیشرفت و موفقیت آنها است. موضع دولت اسرائیل درقبال ایران، خطرناك ترین موضع ممكن تلقی می شود.

* اسرائیل، بزرگترین دشمن مردم اسرائیل است

گزارشی در ماه آگوست تحت عنوان «تلاش های نتانیاهو برای بی آبرو كردن سازمان ملل»، از دولت اسرائیل به عنوان بزرگترین دشمن مردم اسرائیل نام برد؛ زیرا سرمایه داران غربیِ طرفدار حكومت اقلیت سالار، بسیار بیشتر از جلیقه های انتحاری و كلاشینكف ها، آمریكایی ها و اسرائیلی ها را به كام مرگ فرستادند. «جنگ علیه تروریسم» در واقع یك موضع فریبكارانه است كه اسرائیل از طریق آن یك نقش محوری را مبنی بر القای ترس و اضطراب دائمی به مردم خود، ایفا می كند. اسرائیل با این سیاست، خشم مردم خود را نسبت به دشمنان برمی انگیزد و زمانی كه هیچ دشمنی وجود نداشته باشد، اسرائیل و حامیان مالی آنها در وال استریت و لندن، یك دشمن ایجاد می كنند. دشمنانی از قبیل اخوان المسلمین، حماس و القاعده. نتیجه این امر، یك ملت همیشه در جنگ است، جنگ با دشمنانی خستگی ناپذیر در یك نبرد بی پایان. در واقع، این جنگ ها حافظ منافع سرمایه دارانِ وال استریت و لندن است و به عنوان بهانه ای برای حضور نظامی اسرائیل درسایر كشورهای خاورمیانه تلقی می شود.

* موضع فریبكارانه اسرائیل درقبال مردم خود

تكمیل كننده حضور نظامی اسرائیل در كشورهای منطقه، خود مردم اسرائیل هستند كه توسط دولت فریب داده می شوند تا همواره در یك ترس دائمی به سرببرند. همتایان غربی آنها نیز تلاش می كنند تا تعداد نفرات نیروهای دفاعی اسرائیل، نیروهای امنیتی آمریكا در وال استریت و سربازان ناتو را افزایش دهند. مردم اسرائیل از نظر استعداد و پتانسیل، از سایر مردم دنیا كمتر نیستند اما آنها مستعد ترس، تلقین و گمراهی از جانب دولت به منظور انجام اقداماتی هستند كه هیچ سود و منفعتی برای خود و كشورشان به دنبال ندارد. اسرائیل، سیاست های خارجی یا داخلی كه به سود كشور و مردم خود نیست را دنبال می كند. اسرائیل با سیاست های جنگ طلبانه، مداخله در امور سایر كشورها و دشمن تراشی های خود، بیش از هر تروریستی، اسرائیلی ها را به كشتن می دهد. اسرائیل و حامیان مالی آنها، به عنوان بدترین دشمن مردم اسرائیل محسوب می شوند و در واقع، برای مردم اسرائیل و كسانی كه خود را دشمن اسرائیل می دانند، بسیار مهم است كه پیش از هر اقدامی، موارد بالا را در ذهن خود مرور كنند.

* اسرائیل و ایالات متحده، مانع پیشرفت مردم خود هستند

اسرائیل به دلیل داشتن منابع انسانی گسترده، باید از استانداردهای بالای زندگی و موفقیت در میان كشورهای جهان برخوردار باشد، اما در عوض، به سبب تلاش های دولت برای تسلط نظامی و مالی بر جهان، از مشكلات و ریاضت اقتصادی رنج می برد. این در حالی است كه مردم اسرائیل از استعداد و پتانسیل بالایی برخوردارند. از ایالات متحده نیز می توان به عنوان موردی مشابه اسرائیل نام برد، كشوری كه تمام توان و برتری نظامی-جغرافیایی خود را تحت عنوان جمله ای مبنی بر «ایران، تهدیدی قریب الوقوع»، هدر می دهد.

* تلاش ها برای معرفی ایران به عنوان یك كشور مخالفِ یهودیت، بی نتیجه است

معرفی ایران به عنوان یك دشمن بی منطق علیه یهودیت، چه از نظر تاریخی و چه از نظر اجتماعی، به هیچ وجه با واقعیات جور در نمی آید. ایران كشوری منطقی بوده كه سال ها با فتنه انگیزی ها از جانب غرب و متحدان اسرائیل مقابله كرده است. ایران میزبان بزرگترین جامعه یهودیان خارج از اسرائیل در خاورمیانه است، به عبارت دیگر، یك جامعه كهن و تاریخی از یهودیان در ایران زندگی می كنند كه به هیچ وجه قصد ترك ایران را نداشته و استفاده تبلیغاتی غرب از این موضوع را نیز محكوم می كنند.

* با آشكار شدن حقایق، نظام سرمایه داری نابود خواهد شد

تلاش ها و تبلیغات نتانیاهو در ایالات متحده، كمتر از یك توطئه آشكار برضد صلح جهانی نیست، تلاش هایی در جهت آغاز جنگی كه زندگی صدها میلیون نفر را تهدید كرده، امنیت و بقای اسرائیل و ایران را نیز به خطر می اندازد. نتانیاهو و حامیان مالی وی امیدوارند كه ترس، اضطراب و تروریسم، پیش از آشكار شدن حقایق، بر مردم چیره شود؛ زیرا با مشخص شدن حقایق، مردم اكثر كشورها، از جمله اسرائیل و آمریكا، واقعیات را درك كرده و دشمن اصلی و واقعی خود را می شناسند، دشمنی كه تحت عنوان نظام سرمایه داری، بیش از نیم قرن است كه با مردم ایران می جنگد. با آشكار شدن این دروغ ها و نیرنگ های غرب، جنگ و سلطه دیگر هدایت گر مردم نیست، بلكه رهایی از انحصارات و نظام سرمایه داری و تلاش برای پیشرفت درجهت منافع خود، مسیر درست را به ملت ها نشان خواهد داد.

هشدارهای لازم برای مدیریت صحیح تحریم ها

با وجود اینكه در طول سال های بعد از انقلاب اسلامی در ایران، همواره بحث تحریم های یك جانبه ی اقتصادی و سیاسی ضد ما مطرح بوده و در واقع غالب اوقات با انواع مختلفی از این تحریم ها مواجه بوده ایم لیكن به دلایل بسیاری در ماه های اخیر این امر بیش از گذشته در كانون توجهات قرار داشته و نقل محافل و رسانه های داخلی و خارجی بوده است.

البته شاید بتوان گستردگی ابعاد این تحریم ها، توجه خاص رسانه ها به آن، هم زمانی با تنش های سیاسی در سطح منطقه و جهان و ده ها مورد دیگر از این دست را دلیل این تفاوت در شدت انعكاس دانست؛ اما فارغ از شدت و ضعف هر یك از این دلایل، آنچه اكنون نیازمند توجه همه جانبه می باشد، نحوه ی مقابله و مواجهه با این تحریم ها و در واقع مدیریت آثار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن ها و در یك كلام مدیریت خردمندانه ی این تحریم هاست.

لازم به ذكر است كه در این نوشتار به هیچ روی قصد تحلیل تاریخی و بررسی دلایل اعمال این تحریم ها را بر كشورمان نداریم. در عوض تلاش خواهیم نمود تا با نگاهی واقع بینانه موقعیت خودمان را در این مصاف مورد ارزیابی قرار دهیم تا از این رهگذر جامعه ی علمی و بدنه ی كارشناسی كشور بتواند نخست راهكارهای عملی برای مقابله و حذف و یا حداقل كاهش آثار این تحریم ها را مورد بررسی قرار دهد و دوم به تدریج مرحله ی مقاومت را پشت سر گذاشته و به نوعی وارد فاز تهاجم بشویم.

متأسفانه آنچه این روزها حداقل در سطح رسانه های داخلی دیده می شود به كلی با این رویكرد فاصله دارد. به عقیده ی راقم این سطور و نیز مطابق با بیانات مسئولین ارشد نظام لازم است تا مقوله ی تحریم ها را نوعی اعلام جنگ رسمی از سوی دشمنان نقاب افكنده و قدیمی ملك و مملكت تلقی كنیم و در این موضوع تعارف به خرج ندهیم. در این صورت نه فقط لازم است تا در میان جامعه ی علمی و كارشناسی كشور اتاق جنگی به وسعت تمام متفكرین این مرز و بوم برای تدبیر این مسئله تشكیل شود بلكه هر گونه تعلل در این رابطه را باید سهل انگاری دانست و مورد مواخذه ی جدّی قرار داد.

با این مقدمه، این نوشتار ضمن تأكید بر ضرورت جدّی تلقی نمودن مقوله ی تدبیر تحریم ها، تلاش می كند تا با مروری انتقادی بر عملكرد رسانه ای بدنه ی كارشناسی كشور، به ارائه ی هشدارهای لازم برای مدیریت صحیح موضوع تحریم ها بپردازد و نكات راهبردی در این زمینه را یك به یك مورد اشاره قرار دهد. در ادامه به اهم این موارد اشاره خواهد شد.

در ارتباط با بحث تحریم ها نباید مقاومت را به معنای صبر و بردباری و تحمل مصائب ناشی از تحریم و كمبود تعریف كرد بلكه باید با استفاده از فرصت فراهم شده حركت گسترده ای را برای ایجاد تغییرات بنیادی در الگوی مصرف و نیز شیوه های جدید تولید تدارك دید.

واقع بینی و پذیرفتن ضعف ها

یكی از آفت هایی كه این روزها متأسفانه از سوی اصحاب جراید به آن دامن زده می شود، انكار آثار تحریم ها و حتی در مواردی تأكید بر بی تأثیری آن هاست؛ البته همان طور كه بارها مسئولین ارشد نظام تأكید كرده اند نباید مرعوب دشمن شد، اما برخی به ظاهر گمان كرده اند كه این راهبرد به معنای تمسخر و ضعیف پنداشتن و در نتیجه غفلت از دشمن است و از این رو شاهد هستیم كه بحث تحریم ها را بیشتر از آنكه موضوعی نیازمند كار كارشناسی تلقی كنند عمدتاً تفننی و در قالب طنز پی می گیرند و مقابله با آن را هم كاری در حد طراحی چند شعار برای یك راهپیمایی مردمی به شمار می آورند، در حالی كه از این نكته نباید غافل بود كه به هر حال ما با دشمنان قوی و پرقدرتی روبه رو هستیم كه از هیچ گونه مكر و نیزنگی برای به زانو درآوردن ما كوتاهی نمی كنند و در این راه از تمامی بضاعت علمی و كارشناسی خویش استفاده خواهند كرد.

اصلاً شاید بتوان یكی از مؤلفه های نشان دهنده ی میزان اقتدار ما را قدرت دشمنان ما و انرژی و توانی دانست كه صرف مقابله با ما می كنند. آفت بزرگ تر این رویكرد ناصواب این است كه مردم را كه بزرگ ترین پشتوانه ی كشور برای مقابله با تحریم ها به شمار می روند به تدریج نسبت به جدّی بودن این موضوع دچار تردید می سازد و در بلند مدت حساسیت آن ها را نسبت به این مسئله كاهش می دهد. از این بدتر زمانی است كه مردم از اساس و ریشه، ضرورت مقاومتی شدن اقتصاد و تبعات آن همچون تغییر الگوی مصرف را مورد تردید قرار دهند.

درست مانند زمانی كه آن قدر در شكم بارگی، بی تدبیری و بی كفایتی نیروهای بعثی در فیلم های جنگی اغراق شد كه حقیقتاً برای برخی این سؤال پیش آمد كه با وجود چنین دشمنان زبونی آیا به واقع ما 8 سال باید وقت صرف می كردیم و آیا لازم بود كه این همه سرمایه ی مادی و معنوی و بهترین فرزندانمان را در این راه از دست بدهیم؟! بنابراین ضمن آنكه نباید مرعوب دشمن شد و نباید ترس را در افكار عمومی دامن زد به هیچ عنوان نیز نباید جنگاوری و توان دشمن و در نتیجه سختی مصاف و پیچیدگی كارزار با او را از یاد برد و لوازم این جهاد دشوار را انكار نمود.

سازگاری به جای مقاومت

از جمله مواردی كه این روزها به هنگام بحث تحریم ها مطرح می شود، موضوع مقاومت در برابر آن است. در بحث لغوی البته موضوع مقاومت مورد تأیید است اما به لحاظ علمی باید درباره ی آن نكاتی گوش زد شود. بنا بر اصول اولیه ی مباحث سیستم های پویا، یك سیستم زنده و پویا ممكن است در كوتاه مدت نسبت به سیاستی كه ضد اهداف آن اعمال می شود، مقاومت كند اما در بلند مدت مقاومت را باعث استهلاك و اتلاف عناصر سیستم و دوری آن از اهداف حیاتی خود تلقی می نماید و از این رو هوشمندانه راهكارهایی را خواهد یافت تا با شرایط تحمیل شده سازگار شود.

همان گونه كه گفته شد در اینجا به هیچ عنوان نفی مقاومت مطرح نیست و همچنین منظور از سازگاری سیستم نیز پذیرش سلطه نمی باشد بلكه اتفاقاً برعكس، این نوع سازگاری كه در بحث سیستم های زنده مطرح می شود به معنای ناامید كردن دشمن از اعمال فشار بر روی ما است؛ یعنی با استفاده از فرصت های موجود و ظرفیت های در دسترس چنان برنامه ریزی نمود كه سیستم دوباره حالت شادابی و طراوت خود را به دست آورد بدون آنكه احساس فشار و تحریم نماید و به هیچ وجه نیازی به تحمل رنج ناشی از مقاوت مستقیم داشته باشد.

در ارتباط با بحث تحریم ها نباید مقاومت را به معنای صبر، بردباری و تحمل مصائب ناشی از تحریم و كمبود تعریف كرد بلكه باید با استفاده از فرصت فراهم شده حركت گسترده ای را برای ایجاد تغییرات بنیادی در الگوی مصرف و نیز شیوه های جدید تولید تدارك دید. در واقع اكنون فرصت مناسبی برای بومی سازی در بسیاری از مقوله هایی است كه در طول سالیان گذشته رفاه نسبی اجازه ی انجام آن را نمی داد. به عنوان مثال تحریم فروش نفت اگر چه منجر به كاهش درآمدهای نفتی می شود اما در عین حال فرصت مناسبی برای ایجاد یك نظام تأمین مالی برای دولت مبتنی بر مالیات به جای اتكا بر درآمدهای نفتی می باشد.

اتكا بر نیروی مردم

یكی از مواردی كه در برخی تحلیل ها و راهكارهای مطرح شده برای مقابله با تحریم ها مشاهده می شود، بی اعتنایی به پتانسیل و ظرفیت بزرگ مردم است. به طوری كه در بسیاری از این گزارش ها محور اصلی این كارزار، دولت و ارگان های سیاسی و نظامی دانسته شده است. متأسفانه تاریخ قرن اخیر جهان سرشار از تجارب تلخ شكست چنین دیدگاه هایی است. اگر در سال های اخیر بحث خصوصی سازی در كشور مطرح و مرتباً از سوی مسئولین عالی رتبه ی نظام تكرار می شود لازم است تا مدیران اجرایی بر همه ی ابعاد آن واقف باشند و روح آن را بشناسند.

روح خصوصی سازی در حقیقت مردمی سازی و به یك معنا بار حركت عظیم اقتصادی را بر دوش مردم نهادن است. در تدبیر موضوع خطیر تحریم ها نیز دولت نه فقط نیازمند همدلی مردم بلكه نیازمند مشاركت مردم می باشد. هنوز 2 دهه از زمانی كه امام راحل با اتخاذ این راهبرد و با اتكا به قدرت مردم توانست ابرقدرت های نظامی شرق و غرب را به تحسین وادارد نمی گذرد. تجربه ی جنگ تحمیلی الگوی مناسبی از چگونگی اتكا به مردم و ایجاد حس مسئولیت در آنان در اختیار ما قرار می دهد. بی شك در چنین فضایی به مانند آن دوران مردم آمادگی بیشتری برای تغییر در الگوی مصرف و تمایل به مصرف تولیدات داخل و از آن بالاتر حضور خلاقانه و فداكارانه در عرصه ی مهمی چون مدیریت تحریم ها خواهند داشت.

قدرتمندترین نیرو در جهان !

تمام عالم در ید قدرت نامتناهی خدایی یکتاست که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت او نیست اگر خدای دیگری هم بود و خدا می‌خواست باران ببارد و او اراده می‌کرد که الآن باران نبارد چقدر درگیری و مشکلات پیش می‌آمد ؟

اگر قدرتی دیگر در اداره دنیا دخالت داشت آیا تزاحم و تضاد بین این دو خدا خللی در نظم آفرینش به وجود نمی‌آورد؟

فقط خدای یکتاست که اراده می‌کند و با فرمان او کن فیکون می‌شود خداوند وجود هر چه را اراده کند می‌گوید باش پس موجود می‌شود .

گفتن کلمه کن نه صوتی است که در گوش‌ها نشیند و نه فریاد است که شنیده شود بلکه کلام او همان فعل اوست که ایجاد می‌کند و پیش از آن موجود نبوده و اگر از قدیم موجود بود خدای دومی نیز وجود داشت.

إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

[فرمان ما درباره چیزی چون] به وجود آمدنش را [اراده کنیم، فقط این است که به آن می‌گوییم : باش، پس] بی‌درنگ [موجود می‌شود (نحل/40)]

حال اندکی بیندیشید خدایی با آن همه قدرت آیا نمی‌تواند ما را نجات دهد؟ آیا نمی‌تواند ما را هدایت کند؟ نمی‌تواند گره های کار ما را بگشاید؟

خدا حکم می‌کند و حکم او بدون هیچ گونه مانعی تحقق می‌یابد چون را ه نفوذ آن هم از روبرو گشوده است زیرا او سریع الحساب است.

 

کائنات فرمان بردار اویند

همه دنیا در دست یک قدرت است الله احد. قرآن کریم نسبت به کمال و اقتدار و توانایی خدا بر بندگان می‌فرماید :

وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِه وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ

اوست که بر بندگانش چیره می‌باشد، و او حکیم و آگاه است. (انعام/18)

و هیچ چیز نه در آسمان‌ها و نه در زمین است که خدا را ناتوان سازد چرا که او همواره دانای تواناست.

برای روشن شدن مطلب به نمونه های قدرت خدا در قرآن می‌پردازم تا با بیان قدرت او بدانید که باید از چه کسی طلب کنید که شما را یاری کند.

علت اصلی همه نا موفقیت‌های ما جهل ماست. ما خداوند را نمی‌شناسیم و به همین علت برای اموراتمان به همه متوسل می‌شویم جز خدا، ما برای رهایی از مشکلاتمان به همه رو می‌اندازیم جز خدا
نمونه‌هایی از قدرت خدا

حضرت عزیر

خداوند حضرت عزیر را صد سال می‌راند و دوباره زنده کرد حضرت عزیر هنگام گذر به قریه ای ویران و خالی از ساکنان ازچگونه زنده شدن دوباره آن‌ها سۆال کرد.

أَنَّیٰ یُحْیِی هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ موت‌ها

گفت: خدا چگونه اینان را پس از مرگشان زنده می‌کند . (بقره/259)

قادر سبحان او را می‌راند و بعد از صد سال دوباره زنده کرد. عزیر در حیات دوباره ضمن مشاهده سالم بودن طعام خود به دستور خداوند نظاره گر حیات مجدد مرکب خویش شد و چون قدرت خدا بر احیا و میراندن برای او آشکار گردید گفت اکنون می‌دانم که خدا بر هر چیزی تواناست.

 

حضرت سلیمان

یکی از مصادیق قدرت الهی قدرت فوق‌العاده حضرت سلیمان و کارگزاران دستگاه او است. دانستن منطق حیوانات، تسخیر باد، داشتن جنود قدرتمند و کارگزاران فوق‌العاده ای که یکی از آنان می‌توانست تخت عظیم ملکه سبا را از فاصله دور قبل از آن که حضرت سلیمان از جای خود برخیزد، حاضر کند؛ و دیگری که صاحب علمی از کتاب بود گفت من پیش از آن که چشم بر هم زنی آن تخت را نزد تو می‌آورم.

حضرت یوسف
حضرت یوسف

قرآن کریم فراز و نشیب‌های فراوانی از زندگی حضرت یوسف نقل می‌کند مانند نجات از دست برادران حسود، بیرون آمدن از چاه و رهایی از کید زنان مصری به ویژه همسر عزیز مصر و خلاصی از زندان و سرانجام رسیدن به مکنت و قدرت و آمدن پدر و مادر و برادران پیش او .

خدای سبحان در خلال بیان این ماجراها و متمکن ساختن یوسف و دادن تأویل رخدادها و تعبیر خواب به او، به قدرت لایزال الهی و سبب مهم غلبه و احاطه خدا بر کار خویش تصریح می‌کند و چنین می‌فرماید:

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَیٰ أَمْرِهِ ؛و خدا بر کار خود مسلّط است (یوسف/21)

زیرا لازمه قدرت مطلق این است که شخص قادر به همه اوضاع و بر کار خویش چیره باشد.

 

جنود خدا مطیع و رام بنده خاص خدا

تمام کائنات و زمین و آسمان مسیر هدایت را برای کسانی که در اطاعت محض خدا باشند هموار می‌کند. اگر کسی بخواهد بنده خوب خدا باشد و اراده کند و تصمیم بگیرد که در مقابل شیطان بایستد نیت کند که به خاطر رضای خدا از هوس‌های دلش اطاعت نکند خداوند همه کائنات را به یاری و کمک او می‌فرستد.

بسیار دیده شده جوانانی که با سختی دین خود را حفظ می‌کنند در صحنه گناه پاروی هوسشان می‌گذارند، سعی می‌کنند نماز اول وقتشان به تأخیر نیفتد و بالواقع در این مأموریت الهی و امتحان بزرگ شرمنده خدا و رسولش نگردند، خداوند راه‌های دیگری را بر اینان می‌گشاید و جنود خود را به کمک اینان می‌فرستد.

این دنیا مانند رود خانه ای عظیم است که شناگر اگر در مسیر رودخانه شنا کند به دریای بزرگ و پهناور می‌رسد و در صورت شنا در خلاف جهت رودخانه او را نه تنها به دریا نمی‌رساند بلکه باعث غرق شدن او می‌گردد. آری اطاعت محض ما در مقابل خداوند مانند شنا در مسیر رودخانه است که ما را به سلامت به مقصد می‌رساند

اگر می‌خواهید باب پیروزی بر شما گشوده شود باید از خداوند تبعیت کنید. وقتی قدرت به دست اوست بندگان خویش را قدرتمند می‌سازد و خوشبختی و سعادت در گرو اطاعت خداست.

این دنیا مانند رودخانه ای عظیم است که شناگر اگر در مسیر رودخانه شنا کند به دریای بزرگ و پهناور می‌رسد و در صورت شنا در خلاف جهت رودخانه او را نه تنها به دریا نمی‌رساند بلکه باعث غرق شدن او می‌گردد. آری اطاعت محض ما در مقابل خداوند مانند شنا در مسیر رودخانه است که ما را به سلامت به مقصد می‌رساند.

 

آسان و سخت در بارگاه او معنا ندارد

شفای سرماخوردگی و بیماری‌های لاعلاج نزد او یکسان است.

وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیْه وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَیٰ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

اوست که مخلوقات را می‌آفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] باز می‌گرداند؛ و این [کار] برای او آسان‌تر است؛ و برترین وصف‌ها در آسمان‌ها و زمین ویژه اوست؛ و او توانای شکست‌ناپذیر و حکیم است.(روم/27)

تعلق قدرت الهی به همه اشیا یکسان است و آن چه به نظر آسان یا دشوار می‌آید در برابر قدرت بیکران الهی یکنواخت است .

با زبان مردم سخن گفته شده تا امکان برپایی قیامت بهتر برای همگان تفهیم شود وگرنه ذات اقدس الهی برتر از آن است که اشیا در برابر قدرت او متفاوت باشند و اعاده حیات برای او آسان‌تر از احیای ابتدایی آن‌ها باشد.

علت اصلی همه ناموفقیت‌های ما جهل ماست. ما خداوند را نمی‌شناسیم و به همین علت برای اموراتمان به همه متوسل می‌شویم جز خدا، ما برای رهایی از مشکلاتمان به همه رو می‌اندازیم جز خدا .

هیچ گاه خالصانه و عاشقانه و با معرفت فقط و فقط و فقط از خدا نخواستیم که دستمان را بگیرد چون نعوذبالله با اعمالمان نشان می‌دهیم که همه را قدرتمند می‌بینیم اما سر تعظیم در مقابل قدرت نامتناهی عالم سر فرود نمی‌آوریم ما بنده همه هستیم الا خدای احد و واحد.

اندکی بیاندیشیم اکنون فرصت اتصال است با تمام وجودت به او بگو که بنده ای فقیر و حقیر و مسکین هستی و جز او کسی را نمی‌شناسی تا کمکت کند. لحظه ای درنگ کن و خالصانه از او بخواه تا در این دنیا ایمانت را حفظ کند و سعادت جاودان به تو عطا کند.

صدایش را بشنو : بنده من، بیا دوستت دارم من همین نزدیکی‌ها و مشتاق بازگشت توأم. خودم ضامن سعادت تو می‌شوم بیا با ما آشتی کن.

چگونه به سرنوشت قوم یهود دچار نشویم؟

در جوامع بشری همواره عده‌ای به حقوق دیگران تجاوز كرده و از طبقات جامعه سلب آزادی و آسایش می‌كنند و منافع خویش را هر چند در قبال نابودی هزاران نفر، بر هر چیز مقدم داشته و باعث محرومیت دیگران از حق طبیعی‌شان می‌گردند.

این گروه اگر چه كم هم نیستند، نظم حاكم بر جامعه را بر هم می‌زنند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند البته به تناسب افراد، تفاوت‌هایی نیز در این گروه هست مثلاً بعضی حقوق یك نفر یا یك خانواده و یا یك شهر را ضایع و یا به نفع خویش بر می‌دارند و برخی هم نظم یك جهان را به هم ریخته و جوی خون راه می‌اندازند. چنانكه استكبار جهانی این‌گونه است.

خداوند متعال در قرآن کریم متجاوزین به حدود را منع نموده و آنان را در شمار ظالمین قرار می‌دهد و می‌فرماید: "تلك حدودالله فلا تعتدوها ومن یتعد حدودالله فاولئك هم الظالمون"[1]

 

قاتلین انبیاء(علیهم السلام) متجاوزین هستند

خداوند در سوره مبارکه بقره بعد از بیان داستان قوم یهود، لجاجت و عدم تحمل آن‌ها نسبت به یك نوع غذا و تقاضای انواع غذاها و میوه‌ها و سبزی‌ها توسط آن‌ها و... می‌فرماید: «از این بیابان وارد شهر شوید، هر چه خواستید در آن ‌جا هست.» خداوند مهر ذلت و نیاز بر پیشانی آن‌ها زد و مجدداً گرفتار غضب پروردگار شدند.

سپس علت گرفتاری قوم موسی(علیه السلام) را به غضب الهی، این‌گونه بیان می‌فرماید: "...ذلك بانهم كانوا یكفرون بایات الله یقتلون النبیین بغیر الحق ذلك عصوا وكانوا یعتدون"[2] (آن‌ها به آیات الهی كفر ورزیدند و پیامبران را به ناحق كشتند. این‌ها به خاطر آن بود كه آنان گناهكار وسركش و متجاوز بودند.)

و بار دیگر در سوره مبارکه آل‌عمران تحت عنوان متجاوزین از آنان نام برده و می‌فرماید: "ضربت علیهم الذله این ما ثقفوا الا بحبل من الله و حبل من الناس باءو بغضب من الله و ضربت علیهم المسكنه ذلك بانهم كانوا یكفرون بایات الله و یقتلون الانبیاء بغیر حق ذلك بما عصو و كانوا یعتدون"[3] (آن‌ها هر كجا یافت شوند مهر ذلت بر آنان خورده مگر با ارتباط با خدا و تجدید نظر در روش خود و (با) ارتباط با مردم و وابستگی به این و آن و در خشم خدا مسكن گزیده‌اند و مهر بیچارگی بر آن‌ها زده شده چرا كه آنان به آیات خدا كفر می‌ورزند و پیامبران را به ناحق می‌كشند. این‌ها به خاطر آن است كه گناه می‌كنند و به حقوق دیگران تجاوز می‌نمایند.)

استفاده و بهره‌گیری از همسران یك حق طبیعی و مشروع افراد است. منتهی اگر كسی به نوامیس دیگران چشم دوخته باشد. یا قصد بهره‌گیری از زن‌های دیگران را داشته باشد، این شخص متجاوز محسوب شده و در آتش قهر الهی باید بسوزد

در این دو آیه شریفه سبب ذلت قوم موسی(علیه السلام) و مورد غضب قرار گرفتن آنان این‌گونه بیان می‌گردد:

1. ناسپاسی نسبت به نعمات الهی

2. كفرورزی به دلائل و آیات الهی و سرپیچی از فرامین پیامبران

3. عصیان‌ورزی به خدای تعالی و عدم تبعیت از اوامر الهی و تجاوز به احكام و حدود

4. كشتن مردان حق و فرستدگان خدا.[4]

اصولاً این سرانجام، نتیجه قطعی سنگدلی و قساوت قلب و بی‌اعتنایی آنان به قوانین الهی بوده و نافرمانی و مداومت آنان در تجاوز، علت كفرشان به آیات خدا و پیغمبركشی شد. خداوند عاقبت نافرمانی را كفر دانسته است.

باید توجه داشت كه آیات قرآن کریم منحصر به قوم خاصّی نیست بلكه قابل تعمیم است و هدف از بیان چنین مواردی، آگاهی بندگان به وظائف و پای‌بندی به حدودالله است، بنابراین هر كس نسبت به نعمت‌های الهی ناسپاسی كند و برخلاف میل و دستورات رهبران حقیقی عمل نماید، متجاوز بوده و مورد لعن و نفرین الهی قرار می‌گیرد. پس برای اینكه به سرنوشت قوم یهود دچار نشویم، باید نكات ذیل را همیشه آویزه گوش قرار دهیم:

1- نسبت به نعمت‌های الهی در هر مقام باید شكرگذار بود؛

2-  تنوع‌طلبی به عصیان وكفر منجر می‌شود؛

3- یهودیان با قتل انبیاء و اصرار در كفر، موجب غضب حق تعالی شده‌اند. بنابراین تابعین روش آن‌ها نیز همان عاقبت را دارند.[5]

 

هر كس كه مانع كار خیر است، متجاوز است

در سوره مبارکه ق خداوند بعد از بیان وقایع روز قیامت می‌فرماید: "و قال قرینه هذا ما لدی عتید. القیا فی جنهم كل كفار عنید مناع للخیر معتد مریب"[6] (فرشته هم‌نشین او می‌گوید این نامه اعمال او است كه نزد من حاضر و آماده است.) خداوند می‌فرماید: «در جهنم بیفكنید. هر كافر متكبر و لجوج را، آن كسی كه شدیداً مانع خیر است. (او) متجاوز است و در شك و تردید» (حتی دیگران را به تردید می‌افكند)

دو گناه نابودگر

مناع للخیر كسی است كه شدیداً مانع كار خیر است، در این‌جا مناع، صیغه مبالغه است. شخصی كه مناع صفت او است، منع بذل را عادت خود ساخته و هرگز در صدد این نیست، مستحقی را یاری رساند. بلكه علاوه بر اینكه از انجام كار خیر ممانعت به عمل می‌آورد، ظلم را نیز شعار خود قرار داده و در كار خدای تعالی و دین حق تردید ایجاد و دیگران را نیز به شك و تردید می‌اندازد. چنین شخصی طبعاً متجاوز به حقوق دیگران و حدود الهی است.

در این زمینه نكته قابل توجهی مطرح است و آن اینكه انسان باید همیشه مراقب باشد حرف، عمل و حركات وی آگاهانه یا ناآگاهانه مانع كار خیر نگردد. چه بسا اتفاق افتاده كه حتّی یك حرف نسنجیده باعت شده است، تا مدرسه ساخته نگردد، بیمارستانی به وجود نیاید، آبی جریان پیدا نكند، بیچاره‌ای نجات نیابد. برهنه‌ای پوشیده نگردد، گرسنه‌ای سیر نگردد، بی‌خانه‌ای صاحب‌خانه نشود و صدها نمونه دیگر.

در سوره مبارکه قلم قرآن کریم ضمن برشمردن برخی از صفات ناپسند دشمنان پیغمبر(صلی الله علیه وآله)، آنان را متجاوز معرفی می‌كند و می‌فرماید: "فلا تطع المكذبین ـ ود ولو تدهن فیدهنون ـ ولا تطع كل حلاف مهین ـ هماز مشاء بنمیم ـ مناع للخیر معتد اثیم"[7]

خداوند در آیات فوق چنان ترسیمی از مكذبان و صفات زشت و اخلاق رذیله آن‌ها نموده كه شاید در سرتاسر قرآن کریم شبیه و نظیر نداشته باشد و به این ترتیب روشن می‌سازد كه مخالفان اسلام و قرآن کریم و مخالفان شخص پیامبر(صلی الله علیه وآله) چگونه افرادی بوده‌اند. افرادی دروغ‌گو، عیب‌جو، سخن‌چین، مانع كار خیر، كینه‌توز، پرخور، خشن و بدنام و بی‌اصل و نسب. 

نتیجتاً كسی كه بسیار از كار خیر جلوگیری می‌كند نیز تجاوزگر و گناهكار است و نه تنها خود كار خیری نمی‌كند و راه خیری ارائه نمی‌دهد، بلكه سدّی است در مقابل خیر و بركت دیگران، به علاوه انسانی است متجاوز از حدّ الهی و حقوقی كه خدا برای انسان تعیین كرده است.[8]

 

ارضاء شهوت از راه غیر مشروع، تجاوز است

غریزه جنسی در همه انسان‌ها موجود و یكی از مسائل غیر قابل انكار است و این غریزه باید از طریق مشروع تأمین گردد در غیر این ‌صورت حرام و تجاوز به نوامیس محسوب شده و گناه آن بسیار بزرگ است و افرادی كه به طرق نامشروع به كسب لذات جنسی روی می‌آورند، گرچه به ظاهر به لذات مقطعی دست می‌یابند لكن در جای دیگر شدیداً متضرر شده و نظام ارزشی و بافت خانواده آن‌ها را از هم می‌پاشد در واقع به بهایی اندك، گوهر گران‌بهایی را از دست می‌دهند.

سبب ذلت قوم موسی(علیه السلام) و مورد غضب قرار گرفتن آنان این‌گونه بیان می‌گردد: 1. ناسپاسی نسبت به نعمات الهی 2. كفرورزی به دلائل و آیات الهی و سرپیچی از فرامین پیامبران 3. عصیان‌ورزی به خدای تعالی و عدم تبعیت از اوامر الهی و تجاوز به احكام و حدود 4. كشتن مردان حق و فرستدگان خدا

خدا در سوره مبارکه مۆمنون بعد از شمردن صفات مۆمنین به یكی از مسائلی كه اشاره می‌كند؛ آمیزش جنسی با همسران است و غیر این طریق را تجاوز شمرده و می‌فرماید: "قد افلح المۆمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن اللغو معرضون والذین هم للزكوه فاعلون والذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم اوما ملكت ایمانهم فانهم غیر ملومین ـ فمن ابتغی وراء ذلك فاولئك هم العادون" (مۆمنان رستگار شدند، آنان كه در نمازشان خشوع دارند و آنان كه از لغو و بیهودگی روی‌گردانند و آنان كه زكات می‌دهند و آنان كه دامان خود از آلودگی به بی‌عفتی حفظ می‌كنند. و تنها آمیزش جنسی با همسران و كنیزانشان دارند كه در بهره‌گیری از آن‌ها ملامت نمی‌شوند و هركس غیر از این طریق را طلب كند، تجاوزگر است.)

خداوند در این آیه شریفه ابتدا به برخی از صفات برجسته مۆمنان اشاره می‌كند:

1. آن‌ها كسانی هستند كه در نمازشان خاشع‌اند؛ 2. از هرگونه بیهودگی، روی‌گردانند؛ 3. آن‌ها كسانی هستند كه زكات می‌دهند؛ 4. فروج خود را از بی‌عفتی حفظ می‌نمایند؛ 5. فقط به همسران و كنیزان خویش اكتفا می‌كنند.

از آن‌جائی كه غریزه جنسی، سركش‌ترین غرایز انسان است و خویشتن‌داری در برابر آن، نیاز به تقوا و پرهیزگاری فراوان و ایمانی قوی دارد. در نهایت می‌فرماید: «هر كس غیر از این طریق را جهت تمتع از لذات جنسی انتخاب كند، متجاوز است. یعنی استفاده و بهره‌گیری از همسران یك حق طبیعی و مشروع افراد است. منتهی اگر كسی به نوامیس دیگران چشم دوخته باشد. یا قصد بهره‌گیری از زن‌های دیگران را داشته باشد، این شخص متجاوز محسوب شده و در آتش قهر الهی باید بسوزد»[9]

در خصوص حرمت زنا و تجاوز به نوامیس، آیات و روایات فراوانی داریم كه در این‌جا چند نمونه دیگر آورده می‌شود. از جمله خداوند متعال در سوره مبارکه شعرا بعد از بیان داستان قوم لوط و طرح هم‌جنس‌گرایی آنان و بهره‌گیری از غریزه جنسی غیر از طریق مشروع می‌فرماید: "اتاتون الذكران من العالمین ـ وتذرون ماخلق لكم ربكم من ازواجكم بل انتم قوم عادون"[10]

و نیز در سوره مبارکه معارج می‌فرماید: "والذین هم لفروجهم حافظون، الا علی ازواجهم او ما ملكت ایمانهم فانهم غیر ملومین فمن ابتغی وراء ذلك فاولئك هم العادون"[11]

امام خمینی:ترسیدم كه با پخش این نامه، خون مردم به جوش بیاید و بریزند و آقای منتظری را بكشند

به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج به نقل از رجا، چندی پیش یکی از سایت های جریان فتنه یادداشتی از زهرا ربانی املشی- عروس آیت الله منتظری و همسر احمد منتظری- را منتشر کرد که در آن نسبت به صحت نامه ی 6/1 امام خمینی(ره) تشکیک شده و اتهامات ناروایی را متوجه اطرافیان امام نموده بود.همچنین در این یادداشت، بنا بر سیره ی رایج هواداران آیت الله منتظری نسبت های ناروایی نیز متوجه شخص امام امت(ره) شده بود.

*زهرا ربانی املشی در ابتدا پس از بیان اینکه نامه ی 6/1 امام بر خلاف نامه های قبلی ایشان از رادیو و تلویزیون خوانده نشده، بررسی این نامه از نظر محتوی، خط و چگونگی انتشار را،دریچه‌ای به سوی شفافیت در این مسئله تاریخی دانسته و ایرادات خود را اینگونه بیان می کند:

"الف: ابتدا بررسی نامه از نظر ظاهر و چگونگی پخش آن، که ثابت می‌کند نمی‌تواند ازطرف امام خمینی باشد:

1- عدم تطابق خط نامه با خط امام از نظر کارشناسان.
2- پخش نشدن آن از صدا و سیما در زمان حیات امام.
3- درج نشدن آن در صحیفه نور، با اینکه نامه بعد از آن یعنی نامه 68/1/8 در این کتاب هست."

در ابتدا باید خانم ربانی املشی به این سوال پاسخ دهند که منظور از کارشناسانی که بر عدم تطابق دستخط نامه ی مذکور با دستخط امام در سایر نامه ها گواهی داده اند چه کسانی می باشند؟چرا در طول تاریخ انقلاب اسلامی تنها اطرافیان و هواداران آیت الله منتظری این شبهه را مطرح کرده اند و سایر یاران امام و بزرگان انقلاب حرف آنها را رد می کنند؟ و چرا افرادی که در بیت امام راحل بوده اند نظیر آیت الله توسلی، حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان،آقای محمدعلی انصاری و امثال ایشان و سایر بزرگان انقلاب در رد صحت این نامه حرفی نزده اند؟بلکه صحت آن را تایید کرده اند.

از سوی دیگر قرینه های متعددی دال بر صحت این نامه از جانب شخص امام هم در خاطرات شخصیت های مختلف انقلاب و هم در خاطرات خود آیت الله منتظری وجود دارد.از جمله ی اینها خاطره ای از آیت الله ری شهری وزیر اطلاعات وقت است که در آن به جلسه ی چند تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری با امام راحل اشاره می کند که افراد حاضر در جلسه از امام خواهش می کنند تا عبارتی از نامه که به سلب  عدالت  آیت الله منتظری اشاره دارد از نامه حذف شود.خواهش دیگر ایشان نیز عدم پخش این نامه از طریق رسانه های عمومی است که با اصرار آنها امام با این دو مورد موافقت می نمایند.آن قسمت از نامه ی امام که خط خوردگی دارد مربوط به همین مساله ی سلب عدالت است.

آیت الله ریشهری این قضیه را در خاطرات خود اینگونه نقل کرده است:
عصر یكشنبه 68/1/6، دفتر امام از آیت‌الله خامنه ای و آقای هاشمی میخواهد كه نامه یاد شده را به آقای منتظری در قم برسانند. همچنین مجلس خبرگان تشكیل شود و به دستور امام، در خصوص عزل آقای منتظری تصمیم‌گیری نماید. لذا آیت‌الله خامنه‌ای، آیت الله مشكینی، آیت‌الله امینی، آیت‌الله مؤمن، و آیت‌الله طاهری خرم آبادی در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، جلسهای را ترتیب میدهند كه در این باره تصمیم گیری كنند.

در آن جلسه جمع مذكور به این نتیجه میرسند كه ابلاغ چنین نامه تندی به آقای منتظری و تشكیل مجلس خبرگان برای عزل ایشان، مصلحت نیست و لذا تصمیم میگیرند كه خدمت امام برسند و نظر خود را به امام بگویند. شب هفتم فروردین 68، نام بردگان به استثنای آقایان مومن و طاهری، خدمت امام میرسند و نظر خود را میگویند و از ایشان میخواهند كه از ارسال نامه به آقای منتظری منصرف شود و به گفته حاج احمدآقا، -چنان كه پیش از این گفته شد- لااقل، موضوع سلب عدالت را از نامه حذف كنند.»( سنجه انصاف، ص279-280) 

همچنین حضرت امام(ره) در این جلسه هیات رئیسه مجلس خبرگان كه جهت وساطت مبنی بر عدم پخش نامه 6/1/68 و یا حداقل حذف قسمت سلب عدالت خدمت امام رسیده بودند میفرمایند: «در وضعیت فعلی حجت بر من تمام شده و اگر روزی مملكت دست آقای منتظری بیفتد، نزدیكان و محركان ایشان مملكت را قبضه میكنند و سپس خود او را میكشند. من وظیفه دارم انقلاب را نجات دهم. كسی كه یك بیت را نمیتواند اداره كند، چگونه میتواند یك مملكت را به او سپرد. ( سنجه انصاف، ص279-280)

حضرت امام(ره) با عدم پخش نامه 6/1/68 در رسانه ها و حذف موضوع سلب عدالت موافقت میكنند اما نه به این معنا كه آقای منتظری از عدالت ساقط نیست بلكه حضرت امام(ره) در مورد این مسئله گفتهاند: «البته اینكه من نامه 6/1/68 را پس گرفتم، نه اینكه پشیمان شدم و نه اینكه اصرار شما مرا وادار كرد كه این نامه را پس بگیرم، فقط ترسیدم كه با پخش این نامه، خون مردم به جوش بیاید و بریزند و آقای منتظری را بكشند...»  ( از جدایی تا رویارویی ص65)

آیت الله منتظری نیز در خاطرات خود راجع به علت عدم پخش نامه ی 1/6 حضرت امام در رسانه ها چنین می گوید: "حدودا یکی دوساعت از ظهر گذشته بود که آقای حاج شیخ عبدالله نوری از تهران وارد شدند و شروع کردند به اظهار ناراحتی زیاد که قرار بوده این نامه را در رادیو تلویزیون بخوانند و اگر نامه پخش شود چه می شود، خیلی بد شده و امام خیلی ناراحت هستند و شما باید چیزی بنویسید که ایشان قانع شوند و..."

مشاهده می شود که در این صحبت ها عبدالله نوری به دو نکته اشاره می کند که از قضا،جواب دو ابهام و شبهه ای است که خانم ربانی املشی مطرح می کند.یکی اینکه عبدالله نوری می گوید:" قرار بوده این نامه را در رادیو تلویزیون بخوانند" و دیگر اینکه " امام خیلی ناراحت هستند و شما باید چیزی بنویسید که ایشان قانع شوند"!!

جالب آنکه ایت الله منتظری در ادامه ی این خاطره می گویند:"آقای نوری با حالت گریه متنی را از جیبشان دراوردند و گفتند:من در ماشین این متن را نوشته ام که شما این مضمون را به امام بنویسید...."

نکات  بالا نشان می دهد که بر خلاف ادعاهای خانم ربانی املشی،نامه ی حضرت امام قرار بوده رسانه ای شود و عدم رسانه ای شدن آن،نه نشانه ی جعلی بودن آن،بلکه نتیجه ی خواهش و اصرار برخی اعضای مجلس خبرگان بوده است.


 

همچنین بیان "ناراحتی امام" توسط عبدالله نوری و خواهش از آیت الله منتظری برای نوشتن نامه ی مستقیم به شخص حضرت امام،نشان دهنده ی این است که آیت الله منتظری و عبدالله نوری این نامه را از جانب خود امام می دانند و شکی در محتوا و دستخط آن ندارند.برفرض جعلی بودن نامه، عبدالله نوری ناراحتی امام را از کجا می داند؟!
همچنین آیت الله منتظری در جواب این نامه در تاریخ 7/1 چنین می نویسند" محضر مبارک آیت الله العظمی امام خمینی مدظله العالی پس از سلام و تحیت مرقومه شریفه مورخ 6/1/68 واصل شد."

اگر آیت الله منتظری معتقد بوده اند نامه جعلی بوده و توسط سید احمد خمینی نوشته شده است،چرا در جواب آن،امام راحل را خطاب قرار می دهند؟! و آیا اگر نامه ی 1/6 جعلی بوده و امام در جریان آن نبوده اند،چرا نپرسیده اند کدام مرقومه؟!

 هم چنین امام راحل طی نامه ای کوتاه به نمایندگان مجلس در فروردین 68، ضمن بیان اینکه عزل آیت الله منتظری اقتضاء وظیفه شرعی شان بوده ،اظهار امیدواری می کنند که ابعاد موضوع در آینده روشن بشود.متن نامه ی ایشان به شرح زیر است:

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
خدمت فرزندان عزیز، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، و وزرای محترم ـ دامت افاضاتهم
با سلام، شنیدم در جریان امر حضرت آقای منتظری نیستید و نمی‏دانید قضیه از چه قرار است. همین قدر بدانید که پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه‏ها و پیغامها تمام تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نگردد، ولی متأسفانه موفق نشد. از طرف دیگر وظیفۀ شرعی اقتضا می‏کرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد. لذا با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم.
ان‏شاءاللّه‏ خواهران و برادران در آینده تا اندازه‏ای روشن خواهند شد. سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی بردار نیست؛ و در صورت تخطی، هر کس در هر موقعیت بلافاصله به مردم معرفی خواهد شد. توفیق همگان را از خداوند متعال خواستارم. والسلام علیکم و رحمة اللّه‏ و برکاته.
26/1/68
روح‏ اللّه‏ الموسوی الخمینی(صحیفه امام،جلد ۲۱ – صفحه ۳۵۰)

این سند محکم که تاریخ آن بیست روز پس از نامه ی 6/1 است به وضوح نشان می دهد که حضرت امام در جریان عزل آقای منتظری بوده اند و آن را اقتضای وظیفه شرعی خود عنوان می کنند.آیا هواداران آیت الله منتظری و داعیه داران جعلی بودن نامه ی 6/1، این نامه ی امام را نیز جعلی می دانند؟!

آیا با وجود این نکات و قرائن متواتر و مستحکم از جانب سایرین و خود آیت الله منتظری  می توان عدم تطابق خط نامه با خط امام از نظر کارشناسان!! و پخش نشدن آن از صدا و سیما در زمان حیات امام راحل را دلیلی بر جعلی بودن آن دانست؟!


*زهرا ربانی املشی،همسر احمد منتظری در ادامه ی تلاش های خود با اشاره به "درج نشدن آن در صحیفه نور، با اینکه نامه بعد از آن یعنی نامه 8/1/68 در این کتاب هست و "وجود نامه 8/1/68 با ادبیات کاملاً متفاوت از نامه 6/1/68 و انتشار آن از رسانه‌ها" تلاش می کند ادعایش را مبنی  ساختگی نشان دادن نامه ی 6/1 اثبات کند.

باید یادآور شد که اگر هدف ایشان از بیان این نکته که نامه ی 6/1 در صحیفه نور نیست،عدم تایید آن از سوی موسسه نشر و تنظیم آثار امام است؛ این نتیجه گیری اشتباه است.چرا که نامه ی 6/1 در جلد بیست و یکم صحیفه امام آورده شده است و به جز آن هم، در چند سال اخیر که مجددا بحث جعلی بودن آن از سوی هواداران آیت الله منتظری مطرح شد،موسسه نشر و تنظیم آثار حضرت امام صحت آن را تایید کرد.

لازم به ذکر است آقای حمید انصاری قائم مقام موسسه نشر و تنظیم آثار امام نیزسال 89 در مصاحبه با سایت جماران و در پاسخ به شبهه پراکنی های احمدمنتظری- شوهر خانم ربانی املشی- درباره نامه 6/1 چنین پاسخ داده است:

موسسه درباره اصالت این نامه قبلا با شفافیت اعلان نظر کرده مبنی بر اینکه نامه 6/1/68 حضرت امام خطاب به قائم مقام رهبری (وقت ) ، قطعی الصدور از سوی شخص حضرت امام و غیر قابل خدشه است ، قصد بیان تفضیل موضوع را ندارم تاکید می کنم اسناد و مدارک مربوط به این نامه و مهمتر از آن اظهارات حاضران در جلسه سران قوا که در همان روز با حضور امام و یادگار ایشان در جماران برگزار گردیده و موضوع جلسه هم بحث درباره مطالب نامه و حتی تعابیر آن و در خواست عدم انتشار آن بوده است در اختیار موسسه می باشد . در این مجال فقط به این نکته اشاره می کنم که آنهاکه این ادعا را مطرح کرده اند توجه به این نکته نداشته اند که گیرنده این نامه در پاسخ مورخ 7/1/68 خویش خطاب به امام نوشته است :

«... پس از سلام ، مرقومه شریفه ی مورخ 6/1/68 واصل شد ضمن تشکر از ارشادات و ... »، متعاقب وصول این پاسخنامه ، نامه دوم حضرت امام به تاریخ 8/1/68 نوشته و برای ایشان ارسال گردیده است .< موسسه درباره اصالت این نامه قبلا با شفافیت اعلان نظر کرده مبنی بر اینکه نامه 6/1/68 حضرت امام خطاب به قائم مقام رهبری (وقت ) ، قطعی الصدور از سوی شخص حضرت امام و غیر قابل خدشه است ، قصد بیان تفضیل موضوع را ندارم تاکید می کنم اسناد و مدارک مربوط به این نامه و مهمتر از آن اظهارات حاضران در جلسه سران قوا که در همان روز با حضور امام و یادگار ایشان در جماران برگزار گردیده و موضوع جلسه هم بحث درباره مطالب نامه و حتی تعابیر آن و در خواست عدم انتشار آن بوده است در اختیار موسسه می باشد .

آیا تشکیک کنندگان در اصالت نامه 6/1، اصالت پاسخ این نامه (7/1/68 – که در آن قید پاسخ به نامه 6/1/68 تصریح شده است ) و نامه 8/1 را نیز منکر می شوند ؟! آیا این خود بهترین دلیل بر جعل ناشیانه ادعای مذکور نمی باشد.
یادآور می شوم که نامه معروف 6/1/68 حضرت امام را ،‌حجت الاسلام آقای محمدعلی انصاری اخوی اینجانب و  بنده در روز 6/1/68 به قم بردیم و تحویل قائم مقام رهبری گردید. ناگفته هایی از این ماموریت و مسائل پس از تحویل نامه دارم که بیان آن فعلا در فرصت این مقال نمی گنجد.(مصاحبه با سایت جماران 24/7/89)

پس از نامه آیت الله منتظری در تاریخ 7/1 به امام راحل،ایشان در  تاریخ 8/1/68 نامه دیگرى به آقاى منتظرى مى‏نویسند كه لحن و نگرشى متفاوت با نامه 6/1/68 دارد و علت این تفاوت از نظر سخن و محتوا با توجه به فاصله كم زمانى، حكایت از آن دارد كه نظرات امام(ره) در شرایط نگارشى نامه دوم، عمدتاً تأمین شده و برخورد تند امام(ره) در نامه اول، عمدتاً به این دلیل بود كه ایشان مى‏خواستند تأمین مصلحت نظام اسلامى و انقلاب را با چنان شكلى عملى كنند كه در آینده ، نه آقاى منتظرى و نه دیگر نیروهاى درون نظام هرگز جرئت نكنند كه بازگشت وى به جایگاه رهبرى را مطرح سازند. در واقع، قصد امام(ره) این بود كه به عنوان بانى نظام و رهبر انقلاب و با شناختى كه از میزان توان مدیریتى و شخصیت آقاى منتظرى داشتند، بازگشت وى به جایگاه رهبرى را محال و ناممكن سازند.

با مروری بر نامه ی 7/1 آیت الله منتظری که در آن تمایل خود را برای عزل از این مقام عنوان کرده اند؛ در می یابیم که مقصود امام محقق شده است، آنجا که ایشان در بخشی از نامه می نویسد:" و راجع به تعیین اینجانب به عنوان قائم مقام رهبرى، خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینى بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگى خود را صریحا اعلام مى کنم و از حضرتعالى تقاضا مى‌کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه فرمایید همچون گذشته یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیتهاى علمى و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبرى حکیمانه حضرتعالى، اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعفهایى که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، انشاءاللّه با رهبریهاى حضرتعالى مرتفع گردد."

طبیعی است که عدالت امام راحل به عنوان ولی فقیه اقتضاء می کند که برخوردشان با آیت الله منتظریِ قبل از نامه ی 7/1 با آیت الله منتظری بعد از نامه ی 1/7 که در آن صراحتا خواستار برکناری اش از قائم مقامی شده و به نوعی به امر امام تمکین کرده متفاوت باشد.
همچنین باید گفت که تفاوت دونامه ی 6/1 و 8/1 امام خمینی(ره) آنقدر نیست  که خانم ربانی املشی آن را ناشی از جعلی بودن یکی از آن دو نامه بداند.بلکه وجوه اشتراک محتوایی بین آنها نیز وجود دارد که از جمله ی آنها، تاکید امام بر ناسالم بودن اطرافیان و بیت آیت الله منتظری و هم چنین اشتباه ایشان در حمایت از مهدی هاشمی است.

 *عروس آیت الله منتظری پنجمین شبهه ی خود را " انتشار این نامه درآن زمان درچند نسخه و با خطوط متفاوت و اندک تفاوت در متن" عنوان می کند.
نکته ی مورد اشاره ی ایشان درست است و محتوای نامه ی 6/1 امام خطاب به آیت الله منتظری به فاصله ی دو سه ماه پس از عزل ایشان به طور ناقص و دست وپا شکسته و به صورت شب نامه ای و دستنویس  و بعضا تایپ شده بین کارکنان برخی ادارات و مردم پخش می شود.اما از خانم ربانی املشی باید سوال کرد که آیا این امر می تواند دلیلی بر جعلی بودن اصل نامه و یا نیت سوء جاعلان آن باشد؟! ایشان گفته اند "انتشار درچند نسخه و با خطوط متفاوت!! نکند ایشان توقع داشته اند که کپی اصل نامه منتشر شود؟ 

اگر اینگونه باشد تکلیف افشای برخی نامه های محرمانه ی آیت الله منتظری از بی بی سی چه می شود؟ آیا می توان انتشار آنها را هم دلیلی بر جعلی بودن آنها دانست؟!  اگر این فرض را بپذیریم دیگر چگونه می توانیم انتشار اسناد و اخبار مملکت را در مطبوعاتی مثل النهار و الشراع -که ارتباطات تنگاتنگی با باند سیدمهدی هاشمی معدوم داشتند- قابل توجیه بدانیم؟! اگر اینگونه باشد که رسانه ای شدن سندی محرمانه نشانه ی جعلی بودن یا مخدوش بودن آن باشد،آیا ایشان می پذیرند که اسناد مک فارلین را که به اعتراف خود سید مهدی هاشمی توسط عوامل باند او در اختیار نشریه ی الشراع گذاشته شده نیز جعلی بدانیم؟!

*زهرا ربانی املشی در ادامه به دو خاطره ی نقل شده از خاطرات آیت الله منتظری استناد می کند که در آنها عبدالله نوری صحبت هایی را از امام نقل می کند که محتوای آنها در تاریخ انقلاب، تنها توسط عبدالله نوری از امام نقل شده است: بعد از اینکه نامه 7/1/68 آیت‌الله منتظری توسط آقای عبدالله نوری به دفتر امام ارسال شد، با فاصله نیم ساعت دو تلفن از دفتر امام به آیت‌الله منتظری زده شد که پیغام امام را برساند. در تلفن اول آقای عبدالله نوری گفتند که امام فرمودند: "آیت‌الله منتظری کما کان وکیل من هستند وجوه مرا بگیرند و به مصرف برسانند". تلفن دوم نیم ساعت بعد، باز آقای عبدالله نوری گفتند که امام فرمودند: "نامه 6/1/68 از من نیست، آن را پاره کنید و اگر جایی درز کند معلوم می‌شود شما آن را پخش کرده اید". (خاطرات آیت الله منتظری صفحه 688)

راجع به مطالب ذکر شده این توضیح ضروری به نظر می رسد که مطالب فوق،جز  عبدالله نوری روایتگر دیگری ندارد.طبیعی است که افراد بیت امام و یا سران کشور و خبرگان که راجع به محتوای نامه ی 6/1 اعلام نظر کرده اند باید در جریان این مساله هم قرار می گرفتند،اما نکته ی جالب توجه این است که این صحبت های امام مبنی بر اینکه آیت الله منتظری هنوز وکیل امام هستند،توسط هیچ فرد دیگری روایت و یا تایید نشده است.عملکرد امام امت و خود آیت الله منتظری نیز گواهی بر نادرستی و دروغ بودن این ادعاست.
اما راجع به ادعای مطرح شده مبنی بر این گفته ی امام که "نامه 6/1/68 از من نیست، آن را پاره کنید و اگر جایی درز کند معلوم می‌شود شما آن را پخش کرده اید" ابتدا باید گفت که خانم ربانی املشی مطلب نقل شده در خاطرات آیت الله منتظری را تحریف کرده اند. اصل مطلب نقل شده در صفحه 688  خاطرات چنین است: 
"نیم ساعت بعد باز آقای نوری زنگ زد که بیت امام می گویند: ما نامه 6/1 را پاره کردیم و آن نامه از ما نیست، اگر این نامه به دست کسی افتاد از بیت شما به دست افراد افتاده است"(خاطرات، ص 688)

مشاهده می شود که خانم ربانی املشی به خاطرات پدرشوهر خود نیز رحم نکرده و آن را تحریف نموده است.ایشان به این سوال پاسخ دهند که چرا مطلبی را که عبدالله نوری از طرف بیت امام نقل کرده،گفته ی امام عنوان کرده اند و نوشته اند:"امام فرمودند:نامه ی6/1 از من نیست"؟!
همچنین  باید گفت که بنا بر اسنادی که پیش از این ذکر شد کاملا آشکار است که این حرف نسبتی دروغ به امام است.اما برای یقین به باطل بودن این حرف به سندی دیگر از خاطرات آیت الله منتظری اشاره می کنیم.
ایشان در بخشی از خاطرات خود پرده از بهانه جویی علیه نامه 6/1 بر می دارند و برخلاف برخی ادعاهای خود، ناخواسته اعتراف می کنند که حضرت امام در جریان این نامه بوده اند:" البته این نامه برای چند نفر هم در همان بیت امام توسط حاج احمدآقا خوانده شده بود،می گویند در حضور خود امام هم خوانده شده،برای من هم یک نسخه به وسیله ی آقای محمدعلی انصاری فرستادند.اما مطمئنا این نامه به خط امام نیست،ممکن است حداکثر املای ایشان باشد."

با دقت در مطلب بالا بد نیست خانم ربانی املشی به این سوال پاسخ دهند که آیا می شود نامه ای در حضور امام وچند نفر دیگر به عنوان نامه ایشان قرائت شود و امام مخالفتی نکرده باشند ورسوا تر اینکه نسبت به ارسال نامه ای به این مهمی برای آیت الله منتظری جلوگیری نکرده باشند؟ آیا انکار این مطلب که در خاطرات آیت الله منتظری به آن اشاره شده معنایی جز تایید عدم صداقت ایشان توسط خانم ربانی املشی دارد؟!



هم چنین اگر جعلی بودن نامه را 6/1 را بپذیریم راجع به نامه ی میرحسین موسوی نخست وزیر وقت مبنی بر دستور امام برای جمع آوری تصاویر آیت الله منتظری از ادارات  چه قضاوتی خواهیم داشت؟!  در این نامه میرحسین موسوی چنین می نویسد: " بنا به دستور مقام معظم ولایت فقیه،رهبر انقلاب و بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی مدظله العالی لازم است عکسهای آیت الله آقای منتظری در سراسر کشور از ادارات و سازمان های دولتی جمع آوری گردد." لازم به ذکر است تاریخ نامه ی میرحسین نیز 6/1 است. خانم ربانی املشی و هوادار امروز میرحسین موسوی به این سوال پاسخ دهند که نامه ی میرحسین موسوی نیز جعلی است؟! و ایشان هم طبق فرضیات شما مانند امام اسیر اطرافیانشان شده بودند؟!

لازم به ذکر است روز هفتم فروردین هم در جلسه ی هیات دولت،بحث عزل آیت الله منتظری مطرح می شود.در این جلسه میرحسین موسوی می گوید:خط کلی این است که در رابطه با این مساله،طبق نظر امام عمل کنیم.(سنجه انصاف، ص 279)

یا قدرت نرم برای جنگ نرم كافی است؟

پس از سخنان مقام معظم رهبری در خصوص جنگ نرم، از سوی نخبگان فكری ـ فرهنگی و اهالی رسانه، در جهت تبیین این واژه و تعریف آن، مقالات و اظهارنظرهای مختلفی صورت پذیرفته و این تبیین ها باعث شده است تا مفهومی از واژه ی جنگ نرم در ذهن مخاطبین متبادر شود.

این واژه طی 3 سال اخیر در سطح گسترده ای از سوی نخبگان فكری استفاده شده است و به نظر می رسد، در عین اینكه تعاریف مطرح شده غلط نیستند، اما دقیق و عمیق نیز نمی باشند و متأسفانه به صورت تك بعدی به آن پرداخته شده است.
این مهم از این منظر دارای اهمیت است كه در جهت فعالیت و حضور مؤثر در این عرصه می بایست شناخت دقیق تری از ابعاد مختلف چنین جنگی داشته باشیم. در واقع از ابتدایی ترین اقدامات در هر جنگی این است كه ضمن شناخت دقیق از وضعیت موجود، اقدام به طراحی برای انجام عملیات جنگی كنیم و در آن، ضمن آرایش نظامی برای دفاع مؤثر، اقدام به طراحی و انجام عملیات برای تهاجم مؤثر به دشمن نماییم.

سؤال اساسی اینجاست كه در جنگ نرم حاضر می بایست كدام مؤلفه های وضعیت موجود را بررسی كرد و جهت انجام دفاع مؤثر و همچنین تهاجم مؤثر به چه قدرتی می بایست تكیه كرد. به طور واضح تر، در صورتی كه قدرت را بر مبنای منابع آن به 2 طیف نرم و سخت تقسیم كنیم، در جنگ نرم كدام بخش از منابع قدرت را می بایست درگیر كنیم؟ آیا برای دفاع و تهاجم مؤثر در جنگ نرم و پیشبرد اهداف مورد نظر، اتكا به قدرت نرم یا به طور دقیق تر رسانه، هنر، مفاهیم فرهنگ، ایدئولوژی، ارزش ها و... كافی است؟ آیا جنگ نرم، قدرت سختی همچون ابعاد نظامی، اقتصادی، ساختاری و... را درگیر نمی كند؟

در پاسخ به اینكه چه كیفیتی از قدرت در جنگ نرم درگیر می شود، آنچه از سوی نخبگان فكری و فرهنگی ارائه می گردد این است كه قدرت نرم، یعنی فرهنگ و ایدئولوژی و ابزارهایی از این جنس، اهداف جنگ نرم را پیش می برند؛ اما باید گفت این تلقی دقیق نیست، چرا كه واقعیت هایی در محیط بیرونی وجود دارد كه این تعریف نمی تواند آن ها را توضیح دهد یا پاسخی برای آن فراهم كند.

برای مثال، حادثه ی 11 سپتامبر در ظاهر یك تهدید سخت است، اما نتیجه ی این تهدید سخت كه زمینه ساز افزایش قدرت نرم آمریكا می شود منجر به پیشبرد گفتمان مبارزه با تروریسم در سطح جهانی می گردد؛ یعنی یك تهدید به ظاهر سخت زمینه ساز افزایش قدرت نرم گردیده است.

در پاسخ به این كه چه كیفیتی از قدرت در جنگ نرم درگیر می شود، آن چه از سوی نخبگان فكری و فرهنگی ارائه می گردد این است كه قدرت نرم، یعنی فرهنگ و ایدئولوژی و ابزارهایی از این جنس هستند كه اهداف جنگ نرم را پیش می برند؛ اما باید گفت این تلقی دقیق نیست. چرا كه واقعیت هایی در محیط بیرونی وجود دارد كه این تعریف نمی تواند آن ها را توضیح بدهد.



بنابراین می بایست از زاویه ای دیگر قدرت را تعریف كرد تا توانایی پاسخ به واقعیت های بیشتری را در تبیین قدرت مورد نیاز در جنگ نرم داشته باشد. قدرت در واژه شناسی جنگ نرم عبارت است از توانایی تأثیرگذاری بر مخاطب به صورتی كه خواسته مورد نظر محقق شود. این مخاطب می تواند فرد، گروه یا جامعه باشد. این یك تعریف كاركردی و رابطه ای است. یعنی از یك طرف كاركرد قدرت یعنی توانایی تأثیرگذاری و از طرف دیگر متغیر رابطه اش بر مخاطب، بطوری كه خواسته ی ما در آن محقق شود.


اگر قدرت را پیامدی تعریف كردیم، قطع نظر از اینكه چه منبعی از قدرت ساطع می شود، نظرمان بر پیامدها، تأثیرات و نتایج قدرت است و طبق تعریف ارائه شده، به جای منابع، قدرت را بر اساس كاركرد و پیامد تعریف می كنیم. در این صورت قدرت به دو صورت كلی تقسیم بندی می شود. قدرت بدون رضایت و قدرت با رضایت. مفهوم قدرت همان تعریفی است كه كرده ایم. یعنی توانایی تاثیرگذاری بر دیگران به شكلی كه خواسته ای را محقق كند. این تأثیرگذاری بر دیگران یا با رضایت آن هاست یا بدون رضایت آن ها. اگر بدون رضایت باشد دو صورت كلی پیدا می كند. یك اجبار كه زور و تهدید و فشار و... شامل آن می شوند.

دیگری سلسله مراتب قدرت(اتوریته). یعنی قرارداشتن افراد در سلسله مراتب قدرت این امكان را به آن ها می دهد كه بدون رضایت مخاطب، بر آن ها تأثیرگذاری كند و خواسته ای كه می خواهد انجام بگیرد. در گونه ی با رضایت هم دو شكل اصلی است. شكل إغوا و فریب، و شكل إغنا و رضایت درونی. یعنی مخاطب یا بر اساس أغوا و یا بر اساس إغنا، كاری را كه از او می خواهند با رضایت انجام می دهد.

بنابراین اینكه منبع قدرت سخت یا نرم باشد دیگر دارای اهمیت چندانی نیست و مهم این است كه در نتایج بتواند تأثیرگذاری مورد نظر را داشته باشد. البته باید متذكر شد كه در تئوری، بخش اصلی قدرت در جنگ نرم قدرت با رضایت درونی همراه با إغنابخشی است، اما در محیط بیرونی و به طور واقعی با یك چهره ی ناب و كامل از این قدرت مواجه نیستیم. همواره تركیبی از قدرت ها بسته ی قدرت در جنگ نرم را شكل می دهند، اما آنچه دارای اهمیت می باشد این است كه به هر میزان قدرت إغنایی در این بسته ی قدرت بیشتر باشد، كاربرد بهتری در جنگ نرم دارد.

با این نگاه، منابع سخت قدرت هم در ایجاد فضای إغنایی مؤثرند. برای مثال، بحران اقتصادی آمریكا و اروپا ظاهراً قدرت سخت آن ها را تضعیف كرده است، اما یكی از آثارش این است كه قدرت إغنابخشی ِ دنیای سرمایه داری را كاهش داده و الگوپذیری و الگویابی از دنیای سرمایه داری را در ملت های دیگر تضعیف كرده است. نمونه ی آن تحولات شمال آفریقا و غرب آسیاست. یكی از موانع تأثیرگذاری الگوی غربی در این تحولات همین وجود بحران اقتصادی طولانی مدت در درون غرب است.

در مثالی دیگر، می توان به ساختار شوروی سابق اشاره كرد. این كشور مهم ترین نماد تفكر كمونیستی و سوسیالیستی در زمان خود بود. اندیشه های ماركسیستی به عنوان قدرت إغنایی و قدرت نرم آن محسوب می شد و تا قبل از فروپاشی، استدلال ها و تئوری هایی كه برای دفاع از ماركسیسم ارائه می شد دارای یك ظرفیت إغنایی و قابل پذیرش در بدنه های اجتماعی و روشن فكری كشورهای اروپایی و حتی كشورهای عربی بوده است، اما وقتی نظام سیاسی در شوروی فروپاشید و در واقع ساختار قدرت سخت آن از بین رفت، ایدئولوژی ماركسیسم و كمونیسم هم دچار افول شد و قدرت إغنایی خود را از دست داد.

با اینكه استدلال های ماركسیستی و كمونیستی تغییری نكرده بود، اما وقتی ساختار قدرت سختی كه این ایدئولوژی و قدرت نرم بر آن سوار بود دچار ضعف شد، قدرت إغنایی و قدرت نرم آن هم كاهش پیدا كرد. در این صورت، اگر بخواهیم در جنگ نرم موفق باشیم، می بایست به دنبال تركیبی از منابع سخت و نرم باشیم و دقیقاً بر همین مبناست كه رهبر معظم انقلاب نیز، در حالی كه طی حدود 3 سال گذشته اولویت مقابله ی دشمن با انقلاب اسلامی را جنگ نرم دانسته اند، در تعیین شعار این سال ها، به عنوان یك اولویت گفتمان ساز، مفاهیم اقتصادی همچون تولید ملی ، جهاد اقتصادی و كار مضاعف را تعیین كرده اند.

اما در این بین نكته ی مهم دیگری وجود دارد و آن این است كه در جنگ نرم، علاوه بر نیاز به استفاده ی تركیبی از قدرت سخت و نرم، نحوه ی استفاده از قدرت هم مؤثر می باشد؛ یعنی در جنگ نرم نیازمند تناسب در استفاده از منابع سخت و نرم هستیم تا معلوم شود كجا باید از منابع سخت قدرت و كجا باید از منابع نرم قدرت استفاده كرد. این تناسب مفهوم جدیدی را می سازد كه آن مفهوم جدید «قدرت هوشمند» است.

حزب الله لبنان مظهر برخورداری از این كیفیت قدرت و یا همان قدرت هوشمند است. آن ها، تركیبی از منابع قدرت سخت و نرم را در اختیار دارند. همان طور كه مشاهده می شود فشار اصلی دشمنان بر حزب الله این است كه قدرت نظامی و امكانات نظامی را كنار بگذارد و به عنوان یك حزب سیاسی فعالیت كند. اما بخش زیادی از این كیفیت قدرت حزب الله، ناشی از قدرت منابع سخت نظامی است كه در اختیار دارد و درصورت چشم پوشی از این منابع سخت، منابع نرم آن كارآیی لازم را نخواهند داشت.

موضوع دوم، تناسب در استفاده از این منابع است. آن جایی كه جنگ 33 روزه در جریان است، حزب الله به منابع سخت قدرت خود متوسل می شود و در شرایطی كه چالش های داخلی در شكل گیری دولت وجود دارد، منابع نرم خود را به میدان می آورد.

یعنی آن الگویی كه در تئوری مطرح شد، درست عمل می كند و می تواند اهداف مورد نظر را در جنگ نرم پیش ببرد. بر همین اساس می توان ادعا نمود حزب الله الگویی است كه منابع سخت و نرم و تناسب در استفاده را دارا می باشد. اما برعكس، در تحولات اخیر در منطقه غرب آسیا كشورهای دیگری در همسایگی ما هستند، كه تناسب در استفاده را رعایت نكردند و درنتیجه چالش های داخلی آن ها عمیق تر شده است.

علت رویكردهای متناقض غرب در قبال ایران هسته ای چیست؟

مسئله‌ی هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر از جمله مسائل چالش برانگیز میان غرب و ایران بوده است. مقایسه‌ی تاریخی برنامه‌ی هسته‌ای ایران در 2 دوره‌ی زمانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی، حاکی از نگاه متفاوت جهان غرب در همکاری با ایران هسته‌ای است. غرب که به راحتی همکاری با حکومت پهلوی برای دست‌یابی به انرژی هسته‌ای را آغاز کرد، با وقوع انقلاب اسلامی رویه‌ای کاملاً متفاوت در پیش گرفت؛ به طوری که ایالات متحده به عنوان نخستین کشور ترغیب کننده‌ی ایران پیش از انقلاب به دست‌یابی به فناوری هسته‌ای، به سرسخت‌ترین مخالف مسئله‌ی هسته‌ای ایران بعد از انقلاب مبدل شد.
 
این نوع نگاه متفاوت غرب به مسئله‌ی حق دست‌یابی ایران به انرژی هسته‌ای که درست در نقطه‌ی مقابل رویکرد غرب نسبت به انرژی هسته‌ای ایران در دوران پهلوی قرار دارد، نقطه‌ی تمرکز پژوهش حاضر است. در واقع در این پژوهش به دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال هستیم که رویکرد متفاوت غرب در زمینه‌ی مسئله‌ی هسته‌ای ایران قبل و بعد از انقلاب چگونه قابل تحلیل است؟
 
به منظور پاسخ‌گویی به این پرسش سعی می‌کنیم به 2 سؤال پاسخ دهیم:
 
الف) نحوه‌ی برخورد غرب با مسئله‌ی هسته‌ای ایران در دوره‌ی پهلوی چگونه بود؟
 
ب) نحوه‌ی برخورد غرب با مسئله‌ی هسته‌ای ایران در دوره‌ی جمهوری اسلامی به چه صورت بوده است؟
 
برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های یاد شده، این نوشتار به 3 بهره تقسیم شده است؛ بهره‌ی اول به رویکرد حمایتی غرب نسبت به مسئله‌ی هسته‌ای ایران در دوران پهلوی دوم اختصاص یافته است؛ بهره‌ی دوم پرونده‌ی هسته‌ای ایران در ارتباط با غرب در دوره‌ی جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهد و سرانجام در بهره‌ی آخر به نگاه متفاوت جمهوری اسلامی و پهلوی دوم به عرصه‌ی روابط بین‌الملل به عنوان دلیل نگاه تبعیض‌آمیز غرب به مسئله‌ی هسته‌ای ایران پرداخته می‌شود.
 
بهره‌ی اول: رویکرد حمایتی غرب و مسئله‌ی هسته‌ای ایران در دوران پهلوی دوم
 
نخستین تلاش‌های ایران برای دست‌یابی به فناوری هسته‌ای به دهه‌ی1950م. باز می‌گردد. ایالات متحده‌ی آمریکا نخستین کشوری بود که ایران را به دست‌یابی به فناوری هسته‌ای ترغیب کرد. در همین راستا در 5 مارس 1957م. در چارچوب برنامه‌ی پیشنهادی «آیزنهاور» موسوم به اتم برای صلح، قرارداد همکاری در زمینه‌های غیرنظامی اتمی بین 2 کشور به امضا رسید که بر پایه‌ی آن ایران چند کیلوگرم اورانیوم غنی‌ شده برای مصارف پژوهشی از آمریکا دریافت می‌کرد. [1]
 
به موازات این موافقت‌نامه، انستیتو علوم هسته‌ای که تحت نظارت سازمان پیمان مرکزی (پیمان سنتو) بود از بغداد به تهران منتقل شد و دانشگاه تهران، مرکزی را تحت عنوان مرکز اتمی دانشگاه تهران برای آموزش و پژوهش هسته‌ای پایه گذاری نمود. [2]  از این زمان به بعد غرب و به ویژه آمریکا اقدام‌های متعددی در جهت همکاری و حمایت از برنامه‌های هسته‌ای دیکتاتور ایران انجام دادند.
 
ایران بعد از انقلاب موضعی ضد آمریکایی اتخاذ کرده و با هرگونه سیستم امنیتی غرب در منطقه مخالفت می‌نماید. بدیهی است که تحمل از دست رفتن چنین مهره‌ی با ارزشی برای کشورهای غربی گران آمد. بنابراین تلاش‌های زیادی برای بازگشت ایران به جایگاه گذشته انجام دادند و از هر اقدامی برای نابودی و تسلیم کردن ایران اسلامی فروگذار نکردند. کارشکنی‌ها و مخالفت آن‌ها با مسئله‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی هم در همین چارچوب مفهوم می‌یابد.
 
ایالات متحده از سال 1957م. تا پیروزی انقلاب اسلامی اقدام‌های گوناگونی چون فروش راکتورهای هسته‌ای و اتاقک داغ، تحویل اورانیوم غنی شده و پلوتونیوم، ملاقات مقام‌های عالی رتبه و توافق‌های متعدد در خصوص تحویل نیروگاه هسته‌ای، تشکیل کمیسیون مشترک برای تقویت روابط به ویژه در زمینه‌ی انرژی اتمی و  تبادل اطلاعات و تجهیزات و از همه مهم‌تر انعقاد قراردادهای مختلف در زمینه‌ی حمایت از انرژی هسته‌ای حکومت پهلوی انجام داد؛ اقدام‌هایی که باعث شد آمریکا در میان حامیان غربی برنامه‌ی هسته‌ای حکومت شاهنشاهی ایران، مقام نخست را از آن خود کند. [3]
 
آلمان و فرانسه از دیگر حامیان برنامه‌های اتمی ایران بودند که از دهه‌ی 1970م. در کمک به برنامه‌های هسته‌ای ایران، به آمریکا ملحق شدند. ایران در سال‌های 1974تا 1978م. قراردادهای متعددی در زمینه‌ی همکاری هسته‌ای با آلمان و به خصوص شرکت «کرافت ورک اونیون»و همچنین با فرانسه و به ویژه شرکت «فراماتوم» منعقد کرد.
 
این قرادادها بیشتر در زمینه‌ی خرید نیروگاه برای نصب در بوشهر (با آلمان) و بندرعباس (با فرانسه)، تأمین اورانیوم غنی شده‌ی این نیروگاه‌ها، ساخت نیروگاه هسته‌ای و خرید راکتور بود. افزون بر این حکومت ایران طی این سال‌ها با کشورهای دیگر از جمله کانادا (۱۹۷۲م.)، آرژانتین (1974م.)، هند (۱۹۷4م.)، انگلستان (1975م.)، آفریقای جنوبی (1976م.) و استرالیا (۱۹۷۷م.) نیز قراردادهای متعددی با هدف اکتشاف معادن، تربیت نیروی انسانی، تهیه‌ی تجهیزات و ساخت و توسعه‌ی تأسیسات و نیروگاه‌های هسته‌ای و حتی خرید کیک زرد انعقاد کرد. [4]
 
 بنابراین شاهد همکاری و رویکرد مثبت کشورهای غربی به فناوری هسته‌ای حکومت شاهنشاهی ایران هستیم. این همکاری‌ها به ویژه در دهه‌ی 1970م. شکل جدی‌تری به خود گرفت. در نمودار زیر سیر صعودی حمایت‌های غرب از برنامه‌ی هسته‌ای ایران نشان داده شده است:
 
 
نمودار 1 حمایت غرب از مسئله‌یهسته‌ای پهلوی دوم
 
 
 
لازم به ذکر است که حمایت‌های مداوم غرب از برنامه‌های هسته‌ای ایران در حالی صورت می‌گرفت که نام ایران در فهرست اداره کل تحقیق و توسعه‌ی انرژی آمریکا در مورد کشورهایی که احتمال دست‌یابی به سلاح هسته‌ای دارند، قرار داشت. بودجه‌ی سازمان انرژی اتمی ایران از 30.8میلیون دلار در سال 1975م. به بیش از یک میلیارد دلار در سال 1976م. افزایش یافته بود و پهلوی دوم (هرچند بسیاری از تعهدنامه‌ها را مبنی بر عدم دست‌یابی به سلاح هسته‌ای به امضا رسانده بود) همواره مدعی ساخت سلاح‌های هسته‌ای همچون سایر کشورها بود و حتی گاهی آن را آشکارا ابراز می‌کرد:
 
«ایران بدون شک و زودتر از آنچه فکر کنید به سلاح اتمی دست خواهد یافت.» [5]
 
با مشخص شدن رویکرد غرب نسبت به فناوری هسته‌ای ایران عصر پهلوی، در ادامه به بررسی این رویکرد در قبال ایران اسلامی می‌پردازیم.
 
بهره‌ی دوم: پرونده‌ی هسته‌ای ایران در ارتباط با غرب در دوره‌ی جمهوری اسلامی
 
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979م. با نوع نگاه متفاوتی از جانب کشورهای غربی در خصوص مسئله‌ی هسته‌ای ایران مواجه‌ایم به طوری که رویکرد حمایتی آن‌ها به رویکرد تحریم تکنولوژیک ایران مبدل شد. نخستین حامی برنامه‌های هسته‌ای ایران پهلوی ضمن قطع حمایت‌های خود، به بزرگ‌ترین مخالف برنامه‌ی هسته‌ای ایران اسلامی مبدل شد و تمامی قراردادهایی که در این زمینه با ایران بسته شده بود به حالت تعلیق درآمد؛ شرکت‌های آلمانی و فرانسوی نیز بدون آنکه به ایران غرامتی پرداخت کنند از انجام تعهدهای خود سرباز زدند و در نتیجه کار نیروگاه بوشهر ناتمام ماند. [6]
 
جنگ با عراق علاوه بر تحمیل خسارت‌های فراوان به برخی از تأسیسات هسته‌ای، ایران را با کمبود شدید منابع انرژی مواجه کرد بنابراین ایران در صدد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر برآمد و بدین منظور به اسپانیا و ژاپن روی آورد اما این 2 کشور به علت کارشکنی‌ها و فشارهای آمریکا از ادامه‌ی همکاری با ایران خودداری کردند. سفر معاون وزیر امور خارجه‌ی آمریکا به هند درست یک روز بعد از زمانی که دولت هند از تصمیم خود برای فروش یک راکتور هسته‌ای به ایران سخن گفت نیز در جهت منصرف ساختن هند از تصمیم مذکور صورت گرفت.(1991م.)، چین نیز تحت فشار آمریکا از فروش راکتور هسته‌ای به ایران دست کشید. با وجود این همکاری‌های هسته‌ای ایران با هند و چین ادامه یافت. [7]
 
طی دهه‌ی 90م. جمهوری اسلامی برنامه‌های متعددی را برای دست‌یابی به تکنولوژی هسته‌ای دنبال کرد و با توجه به عدم تمایل همکاری کشورهای غربی و فشارهای آمریکا، زمینه برای موافقت‌نامه‌ی همکاری هسته‌ای میان ایران و روسیه در سال 1992م. فراهم شد. در ادامه‌ی همکاری‌های 2 کشور، قراردادی برای تکمیل نیروگاه هسته‌ای بوشهر بین سازمان انرژی اتمی ایران و شرکت اتم استوروی اکسپورت روسیه در سال 1995م. منعقد گردید. [8]
 
 در پی انعقاد این قرارداد، آمریکا پرونده‌ی هسته‌ای ایران را به عنوان یکی از مواد اصلی در دستور کار روابط خود با روسیه قرار داد و اقدام‌های گوناگونی برای کارشکنی در مسئله‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی انجام داد. تحریم 10 شرکت روسی به اتهام توزیع مواد و دانش هسته‌ای به ایران، مذاکره‌های «کلینتون» و «یلتسین» در مسکو (می 1995م.) که در ادامه‌ی مذاکره‌های قبلی ونکور کانادا (آوریل 1993م.) و واشنگتن (سپتامبر 1994م.) صورت گرفت. [9] و توافق «ال گور- چرنومردین» در جهت تشویق روسیه به توقف همکاری‌های نظامی و هسته‌ای با ایران در دوران کلینتون، نمونه‌ای از اقدامات آمریکا در این زمینه است. [10]
 
مصاحبه‌ی مطبوعاتی گروه منافقین در هتل «ویلارد» واشنگتن و ادعای فعالیت‌های پنهانی هسته‌ای ایران به همراه تصاویر ماهواره‌ای تأسیسات نطنز و اراک مدارکی بود که در هزاره‌ی سوم چالش‌های جدیدی در روابط غرب و ایران بر سر مسئله‌ی هسته‌ای ایجاد کرد. در فوریه‌ی 2003م. با اعلام رسمی دست‌یابی ایران به فناوری هسته‌ای توسط رئیس جمهور ایران، موج جدیدی از تبلیغات علیه ایران شروع شد و آمریکایی‌ها فشار خود را بر ایران افزایش دادند. [11]
 
آن‌ها با بهره‌برداری از گزارش مجاهدین خلق کوشیدند تا شرکت کنندگان در نشست سران گروه 8 را مجاب کنند که بر ضد ایران موضعی سخت اتخاذ کنند. از آن پس همسویی بیشتری بین اروپا و آمریکا در برابر برنامه‌ی هسته‌ای ایران پدید آمد. افزون بر این، تحریکات و رایزنی‌های واشنگتن موجب صدور قطعنامه‌ی ضدایرانی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پشت پا زدن 3 کشور اروپایی به تعهدات خود در نشست تهران(2003م.) و بروکسل(2004م.) و همسو شدن با آمریکا در صدور قطعنامه‌های بعدی شورای حکام و در نتیجه بحران اعتماد در روابط ایران و اتحادیه‌ی اروپا و آژانس شد.
 
در چنین فضایی جمهوری اسلامی قصد خود را برای از سرگیری غنی سازی اعلام کرد (2006م.) و به دنبال این تصمیم واشنگتن با همراهی اروپا موفق به فرستادن گزارش پرونده‌ی هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد. [12]
 
اضافه شدن این کشور به جمع معدود کشورهای دارای فناوری غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته‌ای، علی‌رغم تحریم‌های شدید غرب، ایران را تبدیل به یک الگو برای تمامی کشورهای اسلامی، در حال توسعه و جهان سوم می‌کند. این چیزی است که به معنای چالش کشیده شدن نظم موجود در روابط بین‌الملل است و جهان غرب و به ویژه آمریکا نمی‌تواند آن را تحمل کند.
 
در ادامه، رایزنی‌ها و تلاش‌های مستمر آمریکا برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به فناوری هسته‌ای، منجر به همراهی روسیه و چین با غرب در صدور قطعنامه‌های 1696و 1737م. (در سال 2006م.)، 1747 (در سال 2007م.)، 1803 و 1835 (در سال 2008م.)، 1887(در سال 2009م.) و 1929 (در سال 2010م.) شورای امنیت برای اعمال فشار مضاعف علیه ایران گردید. [13]
 
لازم به ذکر است که غرب در مخالفت با مسئله‌ی حق دست‌یابی ایران به انرژی هسته‌ای علاوه بر فشارها و تحریم‌های متعددی که از راه نهادهای بین‌المللی بر ایران اسلامی تحمیل کرد از اقدام‌های غیر رسمی دیگری چون ترور دانشمندان هسته‌ای ایران (نوامبر2010م.) و استفاده از ویروس «استاکس نت» برای تخریب سیستم رایانه‌ی مرکزی تأسیسات هسته‌ای بوشهر نیز فروگذار نکرد. [14]
 
سطور بالا، حاکی از نگاه متفاوت جهان غرب در همکاری با ایران هسته‌ای قبل و بعد از انقلاب است. در ادامه به بررسی دلایل این نگاه تبعیض‌آمیز می‌پردازیم.
 
بهره‌ی سوم: دلیل نگاه تبعیض‌آمیز غرب به مسئله‌ی هسته‌ای ایران قبل و بعد از انقلاب
 
با بررسی 2 مفهوم ماهیت حکومت و نوع رابطه با غرب در 2 برهه‌ی زمانی قبل و بعد از انقلاب، می‌توان پاسخ روشنی برای این نگاه تبعیض‌آمیز غرب یافت.
 
1. ماهیت حکومت و نوع رابطه با غرب قبل از انقلاب؛
 
نظام سیاسی حاکم بر جامعه‌ی ایران عصر پهلوی براساس مداخله و حمایت بیگانگان بنیان گرفت و بنابراین فاقد پایگاه توده‌ای بود. ناتوانی این نظام در برطرف کردن ضعف‌های متعدد ساختاری و کارکردی خود، آن را با بحران مشروعیت دائمی مواجه ساخته بود. در نتیجه حکومت که در سیاست‌های مختلف خود با واکنش منفی مردم مواجه می‌شد، مجبور بود برای حفظ بقای خود هرچه بیشتر به قدرت‌های خارجی و به ویژه آمریکا نزدیک شود، از نظام بین‌الملل یاری جوید، روابط خود را در ابعاد مختلف و به ویژه نظامی با بیگانگان افزایش داده و نقش یک دولت دست نشانده و مجری تصمیمات غرب را بازی کند. [15]
 
روابط غرب با این دولت دست نشانده در چارچوب رابطه‌ی سلطه آمیزی قرار می‌گیرد که انعکاسی از رقابت‌های 2 بلوک شرق و غرب در ساختار دوقطبی نظام بین‌الملل آن روز است. در رابطه‌ی سلطه‌آمیز 2 کشور سلطه‌گر و سلطه‌پذیر به دنبال یک هدف یعنی امنیت می‌باشند، سلطه‌گر به دنبال امنیت منابع انرژی مورد نیاز صنایع استراتژیک خود و سلطه‌پذیر به دنبال حفظ امنیت حکومت غیر مردمی و نامشروع خود است. بدین ترتیب رابطه‌ی سلطه بین یک قدرت بزرگ و یک کشور ضعیف اما با اهمیت، شکل می‌گیرد. [16]
 
با پایان جنگ جهانی دوم جهان سرمایه‌داری به رهبری آمریکا و جهان کمونیسم به رهبری شوروی رو در روی یک‌دیگر قرار گرفتند. آن‌ها در رقابت با یک‌دیگر تلاش کردند مناطق بیشتری از جهان را تحت نفوذ خود در آورند. بنابراین مسئله‌ی دولت‌های وابسته به صورت وسیع در سراسر جهان مطرح شد. یکی از این دولت‌ها، کشور ضعیف و با اهمیت ایران بود که به دلیل موقعیت ژئوپلتیکی و منابع غنی انرژی مورد توجه آمریکا قرار گرفت.
 
از سوی دیگر حکومت ایران نیز به دلایل متعددی از جمله: نداشتن مشروعیت داخلی، کمبود و محدودیت امکانات مالی، تلاش برای کسب پرستیژ از راه ارتباط با قدرت‌های بزرگ، کسب حمایت غرب برای رویارویی با مخالفان داخلی و دشمن احتمالی خارجی (کمونیسم) و ... مستعد پذیرش چنین رابطه‌ی سلطه‌آمیزی بود. [17] کودتای 28 مرداد1332ه.ش. نقطه‌ی عطفی در روابط سلطه‌آمیز آمریکا علیه ایران بود که تا بهمن 57 ادامه یافت. در طول این مدت همکاری‌های نظامی و انتظامی آمریکا با ایران به شدت افزایش یافت.
 
در واقع تمامی کمک‌های آمریکا از کمک‌های مالی «ترومن» تا همکاری‌های نظامی و امنیتی آیزنهاور و مطرح شدن ایران به عنوان ژاندارم منطقه در دکترین دوستونی «نیکسون» در رقابت با شوروی و در چارچوب این رابطه‌ی سلطه‌آمیز مفهوم می‌یابد. رابطه‌ی سلطه‌آمیزی که در آن رژیم شاهنشاهی ایران تنها مجری اوامر و تصمیم‌های کشور سلطه‌گر (آمریکا) بود. با وجود چنین رابطه‌ای چندان عجیب نیست که آمریکا و غرب نه تنها با برنامه‌های بلند پروازانه‌ی هسته‌ای پهلوی دوم مخالفت نکنند بلکه خود حامی و مشوق آن نیز باشند.
 
2. ماهیت حکومت و نوع رابطه با غرب بعد از انقلاب؛
 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357ه.ش. تحولات و تغییرات اساسی و بنیادینی در ایران به خصوص در زمینه‌ی سیاست خارجی و مناسبات این کشور با دیگر کشورهای جهان به وجود آمد و بسیاری از معادلات حاکم بر سیاست خارجی ایران تحت تأثیر انقلاب اسلامی بازتعریف شد. در همین راستا روابط ایران با بسیاری از هم‌پیمانان رژیم قبل، از جمله آمریکا به شدت تحت تأثیر تغییرات انقلابی واقع شد.
 
در واقع انقلاب اسلامی که با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به پیروزی رسید، استقلال همه‌جانبه، نپذیرفتن تسلط قدرت‌های سلطه‌گر و عدم تعهد نسبت به آنان را به عنوان اصول اساسی سیاست خارجی خود قرار داد: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری ... و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه‌گر استوار است.» [18]
 
رهبران انقلاب اسلامی در راستای شعار استقلال گرایی انقلاب مخالف تداوم همکاری‌های امنیتی ایران با کشورهای غربی بودند و شورای انقلاب به لغو قراردادهایی که با بیگانگان بسته شده بود، مبادرت نمود. این اقدام نشان داد که ایران در صدد ارائه‌ی راه سوم در عرصه‌ی سیاست خارجی است و به همین دلیل مدل اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای شاخص‌های نه شرقی و نه غربی شکل گرفت.[19]
 
استقلال همه جانبه و سیاست نه شرقی و نه غربی به این معنا بود که ایرانی که قبل از انقلاب پیرو اوامر جهان غرب و آمریکا بوده و نقش ژاندارم منطقه را در راستای منافع آنان بازی می‌کرده است، بعد از انقلاب موضعی ضد آمریکایی اتخاذ کرده و با هرگونه سیستم امنیتی غرب در منطقه مخالفت می‌نماید. بدیهی است که تحمل از دست رفتن چنین مهره‌ی با ارزشی برای کشورهای غربی گران آمد بنابراین تلاش‌های زیادی برای بازگشت ایران به جایگاه گذشته انجام دادند و از هر اقدامی برای نابودی و تسلیم کردن ایران اسلامی فروگذار نکردند. کارشکنی‌ها و مخالفت آن‌ها با مسئله‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی هم در همین چارچوب مفهوم می‌یابد.
 
دلیل دیگر مخالفت غرب با مسئله‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی، این است که ایران یک کشور اسلامی و مخالف سیاست‌های استعماری و یک‌جانبه‌گرایانه است. اضافه شدن این کشور به جمع معدود کشورهای دارای فناوری غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته‌ای، علی‌رغم تحریم‌های شدید غرب، ایران را تبدیل به یک الگو برای تمامی کشورهای اسلامی، در حال توسعه و جهان سوم می‌کند. این چیزی است که به معنای چالش کشیده شدن نظم موجود در روابط بین‌الملل است و جهان غرب و به ویژه آمریکا نمی‌تواند آن را تحمل کند. [20]
 
نتیجه
 
مسئله‌ی هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر از جمله مسائل چالش برانگیزی بوده است که میان غرب و ایران وجود داشته و دارد. نگاهی تاریخی به مسئله‌ی هسته‌ای ایران حاکی از آن است که غرب به راحتی همکاری با حکومت پهلوی برای دست‌یابی به انرژی هسته‌ای را آغاز کرد اما با وقوع انقلاب اسلامی تغییر رویه داده و موضع مخالف با آن را در پیش گرفت.
 
دلیل این تغییر رویه را می‌توان در ماهیت غیر مستقل حکومت پهلوی و برقراری رابطه‌ی سلطه‌آمیز میان آمریکا و ایران قبل از انقلاب که در آن ایران به عنوان یک مجری تصمیم ایفای نقش می‌کرد در مقابل ایران دوره‌ی جمهوری اسلامی به عنوان کشوری با ماهیت نه شرقی و نه غربی که در تلاش برای دست‌یابی به استقلال سیاسی نظم موجود در روابط بین‌الملل را به چالش کشیده است، مشاهده کرد.

بازدید امام خامنه ای از نمایشگاه دستاوردهای دریایی ارتش

ه گزارش پایگاه اینترنتی بسیج به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم كل قوا با حضور در نمایشگاه دستاوردهای ارتش جمهوری اسلامی ایران، از روند فعالیتها و پیشرفتهای فنی، دفاعی، رزمی و علمی بخشهای مختلف ارتش بازدید كردند.

در آغاز این بازدید گزارشی از چگونگی شكل گیری ناوگان شمال نیروی دریایی ارتش و اعمال كنترل و نظارت دقیق بر محدوده تحت مسئولیت این ناوگان، به اطلاع رهبر انقلاب رسید.

سامانه تجمیع ارتباطات و دورسازی منابع تشعشع از قرارگاه كه در این بخش از نمایشگاه ارائه شده است بازوی اصلی نیروی دریایی در محدوده آبهای تحت كنترل جمهوری اسلامی در دریای خزر است.

در این بخش، فرمانده كل قوا در ارتباط زنده فرمانده بیست و دومین ناوگروه نیروی دریایی ارتش اعزامی به «اقیانوس هند، تنگه باب المندب و دریای سرخ»، برای مدافعان عزت و شرف ایران از خداوند آرزوی توفیق كردند.

دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر نیز، در این نمایشگاه بخشی از دستاوردهای خود را ارائه كرده اند.

تجهیز پهپادهای تحقیقاتی به سامانه لیزر به منظور افزایش دقتِ رصد و هدف گیری، و «شناور شناسایی زیرسطحی كنترل از راه دور طاها» از جمله این دستاوردهاست. طاها با استفاده از امواج صوتی كنترل و هدایت می شود.

سامانه پرتاب موشك «جاسك 2» با قابلیت نصب برای پرتاب از زیر سطح به سمت اهداف سطحی از دیگر دستاوردهای ارائه شده دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی است.

این موشك با همكاری وزارت دفاع، سازمان جهاد خودكفایی نیروی دریایی و مراكز دانشگاهی طراحی و تولید شده است.

دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی شامل دانشگاه افسری امام علی (ع)، دانشگاه خاتم الانبیاء (ص)، دانشگاه شهید ستاری و دانشگاه علوم پزشكی ارتش نیز چند پروژه تحقیقاتی، كاربردی در نمایشگاه ارائه كرده اند.

طراحی و ساخت دو رادار پیشرفته ثامن و شهاب با كمك مراكز علمی كشور از جمله این پروژه هاست.

در غرفه دستاوردهای نیروی دریایی گزارشی از فعالیتهای علمی – عملی برای تقویت توان دریایی، ساخت شناورهای سطحی و زیرسطحی كلاسهای مختلف و شتاب بخشیدن به روند خودكفایی این نیرو بیان شد.

چگونگی استقرار نظام مدیریت دانش و مستندسازی فعالیتها و پیشرفت ها به عنوان مبنای آموزش و ترویج علمی این دستاوردها، از جمله مسائلی بود كه در این بخش از نمایشگاه به اطلاع فرمانده كل قوا رسید.

در این قسمت گزارشی از خودكفایی نیروی دریایی در تعمیرات نیمه اساسی زیردریایی سنگین كلاس طارق نیز ارائه شد.

طارق از پیچیده ترین تكنولوژی روز دنیا برخوردار است. در تعمیرات این زیردریایی پیشرفته، حدود 50 هزار قطعه ساخته شده و 200 هزار قطعه تعمیر شده است.

قطع وابستگی به خارج و بومی سازی دانش از دیگر اهداف این پروژه بزرگ بوده است.

در این بخش ناخدا دوم حسین حریری فرمانده «ناوتیپ زیر سطحی» منطقه یكم نیروی دریایی در جنوب، در ارتباطی زنده با اعلام آمادگی طارق برای انجام مأموریت از فرمانده كل قوا درخواست فرمان كرد كه با موافقت رهبر انقلاب زیردریایی پیشرفته طارق، به ناوگان عظیم مدافعان مرزهای آبی ایران پیوست.

در این بخش از نمایشگاه همچنین از روند آماده سازی ناوشكن چند منظوره و دردست ساخت سهند و نیز ناوموشك انداز و در دست ساخت پیكان گزارش مصور و مستندی ارائه شد.

ناخدا یكم جعفر سعیدی فرمانده كارخانجات نیروی دریایی ارتش در بندرعباس در ارتباطی مستقیم درخواست كرد فرمانده كل قوا، اجازه آب اندازی سازه اصلی ناوشكن سهند را صادر كنند. لحظاتی بعد با موافقت حضرت آیت الله خامنه ای، این سازه مهم به آب انداخته شد.

بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه دستاوردهای ارتش با توضیحات فرماندهان و مسئولان درباره پروژه مهم اولین ناوشكن آموزشی – عملیاتی نیروی دریایی ارتش ادامه یافت. طراحی این پروژه كه گام مهمی در تعمیق آموزشهای افسران و درجه داران نیروی دریایی است به پایان رسیده است. این طرح، در ادامه به ساخت ناوشكن منتهی خواهد شد.

«شبیه ساز رزم دریایی شبكه محور»، جهت آموزش كلیه سناریوهای تاكتیكی از دیگر دستاوردهای ارتش بود كه مورد بازدید فرمانده كل قوا قرار گرفت.

مدافعان سایبری مرزهای آبی جمهوری اسلامی ایران نیز غرفه ای از نمایشگاه را به خود اختصاص داده بودند.

در این بخش، توضیحات لازم در زمینه چگونگی خنثی كردن حملات و تهدیدات سایبری در عرصه دریا به اطلاع حضرت آیت الله خامنه ای رسید.

بازدید فرمانده كل قوا از نمایشگاه بیش از دو ساعت به طول كشید.


جزئیات ساخت «ناوشكن رادارگریز سهند»

سازه اصلی جدید ترین ناوشكن ساخت داخل با نام «سهند» با دستور حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم كل قوا در آبهای جنوبی كشور و در بندر عباس به آب اندازی شد.
كار ساخت این ناوشكن كه دومین شناور از كلاس جماران است از مهرماه سال گذشته در كارخانجات نیروی دریایی ارتش آغاز شد و در مدت زمان كمتر از آنچه كه پیش بینی می شد یعنی ۹ ماه، سازه اصلی این شناور ساخته و آماده نصب تجهیزات بر روی آن است كه این تجهیزات در آینده نزدیك نصب خواهد شد.
جنس به كار گرفته شده برای سازه این شناور یك جنس بخصوص و ویژه با قابلیت رادارگریزی است و به زودی، این ناوشكن با نصب تجهیزات الكترونیك و سامانه های دفاعی مدرن و به روز، آماده انجام ماموریت های محوله خواهد شد.
بنابراین گزارش ساخت ناوشكن سهند به لحاظ زمانی یك پنجم زمان ساخت ناوشكن جماران طول كشیده است.
این ناوشكن یكی از سلسه ناوشكن های در دست ساخت نیروی دریایی اتش است كه با ساخت آنها، توان دریایی ارتش به میزان چشم گیری افزایش خواهد یافت.
این شناور به یاد ناوشكن ایرانی كه درسال ۶۷ با ناوگان دریایی آمریكا در خلیج فارس درگیر شد، «سهند » نام گرفته است.

مزیت آینده جمهوری اسلامی چیست؟

 با توجه به سخنرانی ها و اخبار دیدارهای امام خامنه ای
 مزیت آینده جمهوری اسلامی چیست؟
 در جریان اجلاس شانزدهم غیر متعهدها افكار عمومی ایران و جهان دریافت كه «استكبارستیزی و مقاومت در برابر نظام سلطه» دیگر مزیت و تابلوی اختصاصی ایران اسلامی نیست. حالا كشورهای زیادی هستند كه نه تنها این آرمان ها را بر زبان جاری می كنند، بلكه به عملی شدن آنها هم می اندیشند.

ادامه مطلب

تروریست‌ها 48 زائر ایرانی را در سوریه ربودند

تروریست‌ها 48 زائر ایرانی را در سوریه ربودند
 
رسانه‌های سوریه گزارش داده اند شورشیان مسلح ۴۸ تبعه ایرانی را نزدیک شهر دمشق پایتخت سوریه ربوده‌اند.
 
 
این زائران ایرانی با اتوبوس عازم فرودگاه بین المللی دمشق در ۳۰ کیلومتری خارج این شهر بودند.
 
سفارت ایران در دمشق تایید کرده است این زائران از سوی شورشیان ناشناس ربوده شده‌اند اما مقامات دولت سوریه هنوز درباره این آدم ربایی اظهار نظری نکرده‌اند.
 
این اولین بار نیست که افراد مسلح در سوریه اتباع ایرانی را می‌ربایند.
 
گروهی از شورشیان مسلح در ماه ژانویه ۲۰۱۲ به اتوبوسی در جاده ارتباطی دمشق به شهر حلب در شمال غرب سوریه حمله و ۱۱ زائر ایرانی را ربودند.
 
شورشیان مسلح در دسامبر ۲۰۱۱ نیز پنج مهندس ایرانی را در شهر حمص ربودند. این مهندسان ایرانی در مسیر محل کار خود به نیروگاه جاندار که مراحل احداث آن توسط تکنسین های ایرانی در حال انجام است، بودند.
 
همچنین ۲ ایرانی دیگر که تلاش داشتند از سرنوشت مهندسان ربوده شده مطلع شوند، از سوی شورشیان مسلح ربوده شدند.
 
سوریه از اواسط ماه مارس ۲۰۱۱ صحنه ناآرامی است.
 
دمشق می‌گوید: «قانون شکنان،خرابکاران و تروریست‌های مسلح»، عامل این ناآرامی ها هستند، در حالی که غرب و مخالفان، نیروهای امنیتی را مسئول کشتار غیرنظامیان عنوان می‌کنند. 

بیانات حضرت امام خامنه ای (مد ظله)

همزمان با سالروز ولادت كریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار تعدادی از استادان زبان و ادب فارسی و شاعران جوان با اشاره به اینكه كاروان شعر در كشور با سرعت، دقت و جهت گیری درست به پیش می رود خاطرنشان كردند: با استمرار این حركت، كشورِ عزیزِ ایران بار دیگر هدیه ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً این منطقه، اهدا خواهد كرد.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: شعر علاوه بر اینكه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد.
ایشان مضمون آفرینی و در پی آن، جوششهای ذوقی را در این زمینه ضروری دانستند و تصریح كردند: شعر می تواند به "معرفت دینی و اخلاق مردم" و "حركت انقلابی ملت" خدمت كند و این كار حتی با یك یا دو بیت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در یك غزل محقق می شود و تأثیر می گذارد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهمیت سه ركن "لفظ مناسب"، "مضمون سازی و مضمون یابی" و "احساسات لطیف شاعرانه" افزودند: قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود كشور بی تفاوت باشد یا از آن صرف نظر كند.
رهبر انقلاب اسلامی ظلم بزرگ هسته ای در حق ایران و ترور دانشمندان را نمونه ای از واقعیات و مسائل موجود كشور برشمردند و تصریح كردند: جبهه استكبار با همه قدرتِ تبلیغاتی و تشكیلاتِ سیاسی خود و با خباثت تمام در مقابل ملت ایران ایستاده است و ملت ما هم مقاومت می كند و این حادثه ملی نباید از نظر شاعر متعهد دور بماند، چرا كه در مصاف حق و باطل نمی شود بدون موضع باقی ماند.
رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری بی تفاوتی برخی مدعیان میهن دوستی نسبت به مسائل جنگ تحمیلی و اشغالگری دشمن خاطرنشان كردند: همین افراد، پوچ گرایی، اهمال گرایی و بی تعهدی به دین، اخلاق و مسائل اساسی كشور و انقلاب را تبلیغ می كنند در حالی كه هیچ واكنشی درباره تعهد به بیگانه و دشمن از خود نشان نمی دهند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان توصیه كردند: كسانیكه در جبهه حق و معنویت، سرمایه هنری خود را خرج می كنند، دائم مراقب خود باشند و در مسیر حق استقامت به خرج دهند.
در ابتدای این دیدار تعدادی از شاعران، سروده های خود را با مضامین دینی، انقلابی، اجتماعی آیینی و بیداری اسلامی قرائت كردند.

شجره طیبه صالحین

«حلقه‌های صالحین یکی از تشکیلات زیرمجموعه بسیج است و ساختار آن از سوی سپاه پاسداران به سراسر کشور ابلاغ شده‌است. هدف نهایی این طرح تربیت عقیدتی و سیاسی و کادرسازی برای بسیج و کشور از پایین‌ترین سطح ممکن یعنی مساجد و مدارس است.
ایده اولیه تشکیل حلقه‌های 15 تا 20 نفره صالحین که تعداد آنها نیز بر اساس یکی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای تهیه شده، از ایده‌های رهبر جمهوری اسلامی است. این حلقه‌ها در سطح مساجد هر کوچه، محله، ناحیه و شهر و استان تشکیل شده‌اند و در سراسر کشور نیز در مدارس و دانشگاه‌ها و سازمان‌ها تمرکز بیشتری دارند اگر چه محدود به مدارس و مساجد نیستند.
اجرای طرح حلقه صالحین از سال 1390 شروع شده و مستندات موجود که به طور علنی منتشر شده نشان می‌دهد سرتیپ نقدی فرمانده بسیج خود شخصا استان به استان می‌رود و از نزدیک بر اجرای این طرح سراسری و کشوری نظارت می‌کند.»
رادیو فردا در ادامه به جایگاه مهم طرح صالحین در برنامه های سپاه اشاره می کند و می نویسد: «از سوی دیگر در حالی که بسیجی فعال، از مهمترین رده‌های بسیجی‌ها در ساختار بسیج به شمار می‌رود سرتیپ نقدی گفته ملاک اینکه کسی عضو فعال بسیج به شمار آید حضور در طرح حلقه‌های صالحین است.
حلقه‌های صالحین همچنین وب‌سایت‌های مخصوص به خود را دارند که با دامنه صالحین دات.آی آر شناخته می‌شوند که یکی از شناخته‌شده‌ترین آنها سایت حلقه‌های صالحین تهران است.»
رادیو فردا در بخش دیگری از تحلیل خود به بررسی محتوای آموزشی این طرح می پردازد و می افزاید: «از نظر منابع درسی دروس تفسیر قران آیت‌الله مکارم شیرازی و محسن قرائتی و نیز کتاب‌های آیت‌الله مرتضی مطهری از مبانی درسی حلقه‌های صالحین به شمار می‌رود.اما در سطوح بالاتر و کشوری از نظریات و دیدگاه‌های آیت‌الله مصباح یزدی در جلسات منظم با فرماندهان ارشد سپاه و بسیج استفاده می‌شود. مراحل آموزشی حلقه‌های صالحین نیز سطح‌بندی شده و به طور رسمی به سه سطح و مرحله تقسیم شده‌است. این آموزش‌ها در سراسر کشور سه مرحله دارند که به ترتیب عبارتند از جذب، تثبیت و رشد. در مرحله جذب به افرادی که برای عضویت در حلقه‌های صالحین مطلوب شناخته می‌شوند امکان ورود به این حلقه‌ها در سطح مساجد و پایگاه‌های بسیج مساجد داده می‌شود.
در مرحله دوم که مرحله تثبیت است، فرد جذب شده در دوره‌های آموزشی ویژه تحت تعلیم قرار می‌گیرد و در مرحله سوم وارد دوره رشد می‌شود. در این آموزش‌ها بر ارتباطات خارج از کلاس تاکید ویژه شده‌است.در مدارس و در بین دانش‌آموزان نیز که یکی از محوری‌ترین بخش‌های طرح حلقه‌های صالحین است، شعار محوری این طرح، هر مدرسه یک حلقه صالحین است و به طور مثال فقط در اراک اعلام شده که 900 حلقه صالحین در مدارس تشکیل شده‌است.»
سایت وابسته به سازمان سیا در پایان می نویسد: «و نهایت اینکه در اهمیت حلقه‌های صالحین، هم سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه و هم سرتیپ محمدرضا نقدی فرمانده بسیج به طور رسمی و علنی گفته‌اند این مهمترین برنامه بسیج سپاه پاسداران است.»
گفتنی است یکی از مهم ترین پایگاه های انقلاب در برابر دشمن بسیج بوده است و دشمنان تمامی تحرکات و برنامه های این نهاد مردمی را برای یافتن راه حلی در جهت مقابله با آن، به دقت زیر نظر دارند.

4 موهبتی كه استفغار به انسان می دهد/ دوستان خدا كجا هستند

 در محضر مرحوم آیت الله مجتهدی در ماه مبارك رمضان
 4 موهبتی كه استفغار به انسان می دهد/ دوستان خدا كجا هستند
 مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی در شرح دعای روز پنجم ماه رمضان با بیان اینكه در سایه استغفار، انسان از غم و غصه رهایی پیدا می كند و بلا از او دور می شود، از رابطه ازدواج با

 مرحوم آیت الله احمد مجتهدی تهرانی، شرح كوتاهی بر دعاهای روزانه ماه مبارك رمضان دارد كه پیاده و منتشر شده است.

*دعای روز پنجم ماه مبارك رمضان

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ، وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ، وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیائِكَ الْمُقَرَّبِینَ، بِرَأْفَتِكَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»

خدایا در این روز مرا از آمرزش جویان درگاهت قرار ده، و قرار ده مرا در این روز از بندگان شایسته و فرمانبردارت، و در این روز مرا از دوستان نزدیكت قرار ده، به حق مهربانی ات، ای مهربان ترین مهربانان.

*شرح فرازهای دعا

آیت الله مجتهدی در شرح «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ» می گوید: در این دعا می گوییم خدایا من را در این ماه رمضان جزو مستغفرین قرار بده، برای استغفار، باید شرایط استغفار را داشت. كسی كه مال حرام خورده كه با استغفار كارش درست نمی شود، باید برود و صاحبان مال را راضی كند.

وی در ادامه می گوید: با مال حرام و رشوه و ربا رشد كرده ای، حال كه توبه می كنی باید بروی سود ربا را به صاحبان آن بازگردانی، غذای كم و حلال بخوری تا گوشت های تنت كه با مال حرام پرورش یافته اند، آب شوند.

این استاد اخلاق می افزاید: كسی كه شب تا صبح پای كار حرام نشسته، باید شب ها احیاء نگهدارد و عبادت كند، از جمله در شب 15 شعبان كه احتمالاً شب قدر است كه تمام مقدورات ما در آن نوشته می شود.

*در سایه استغفار انسان به 4 موهبت دست پیدا می كند

آیت الله مجتهدی تهرانی ادامه می دهد: پس «خدایا مرا از مستغفرین قرار بدهد» یعنی اینكه واقعاً استغفار كنم و اگر مال حرامی دارم، آن را حلال كنم، به گناهی كه قبلاً كردم فكر نكنم و از آن لذت نبرم، حالا زبانی هم استغفار كنیم، خوب است، بعد از نماز مغرب هم 70 بار استغفار وارد است.

وی به بیان حدیثی در این باره می پردازد و می گوید: «من اكثر الاستغفار»، كسی كه زیاد استغفار كند، 4 چیز به دست می آورد، «جعل الله له من كل همٍ و غمٍ فرجا» اگر غم و غصه دارد، غم و غصه اش بیرون می آید، من هم دلم غصه دار می شود، وقتی شیعیان عراق را می كشند، وقتی در فلسطین جنایت مرتكب می شوند، روایت هم داریم وقتی یك شیعه در غرب عالم غصه دار می شود، یك شیعه هم در شرق عالم محزون می شود.

این استاد اخلاق تأكید می كند: آدم گاهی اوقات بی خودی غم و غصه اش می شود، من گاهی همین طوری غصه ام می گیرد، تسبیح را برمی دارم، استغفار می كنم و حالم خوب می شود.

*نقش استغفار در دور شدن بلا از انسان

آیت الله مجتهدی تهرانی در ادامه می گوید: دوم «من كل خوفٍ امنا» گاهی اخبار ناخوشایند را می دهند. اگر استغفار كنی، هیچ خبری نمی شود، یه نفر دشمن داری، تهدید كرده كه امشب ترورت می كنم، استغفار كنی، او را یكی دیگر ترور می كند و راحت می شوی، اگر استغفار كرده ای از كسی نترس و فقط از خدا بترس.

وی ادامه می دهد: سوم «من كل ضیقٍ مخرجا» صاحبخانه تو را جواب كرده؟ سفته هایت عقب افتاده؟ گرفتاری؟ اگر استغفار كنی همه اینها درست می شود.

*حل مشكل ازدواج با ذكر استغفار!

این عالم برجسته ادامه می دهد: اگر در گرفتاری هستید، اگر مشكل ازدواج دارید، اگر منزل می خواهید، استغفار كنید، خدا گره از كارهاتان باز می كند، اما باید شرایط استغفار را هم مراعات كرد.

وی ادامه می دهد: و چهارم اینكه «و رزقه من حیث لا یحتسب» از جایی كه گمان نداری استغفار كنی، می آید، همسفر خوب پیدا می كنی، یه زن خوب گیرت می آید، برای نماز شب اگر استغفار كردی یك زن نماز شب خون گیرت می آید و اگر استغفار نكنی یك زن بی نماز گیرت می آید.

آیت الله مجتهدی در ادامه می گوید: رزق همه اش پول نیست، در احادیث كه آمده اگر این كار را بكنی رزقت زیاد می شود، رزق معنوی رزق است، رفیق خوب رزق است، همسفر خوب هم رزق است، هر وقت می خواهید مسافرت بروید، چند بار استغفار كنید تا یك همسفر خوب داشته باشید.

وی در ادامه در شرح «وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ» می گوید: خدایا من را از بندگان شایسته خودت قرار بده، فرمانبردار تو باشم، اطاعت تو را كنم، خدا آدم فرمانبردار را دوست دارد.

* كسانی كه دوست نزدیك خداوند هستند

این استاد بزرگ اخلاق در ادامه در شرح «وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیائِكَ الْمُقَرَّبِینَن» اظهار می كند: خدایا من را از دوستان نزدیكت قرار بده، آیا خدا دوست نزدیك دارد؟ بله، بندگانی هستند كه آدم آنها در بهشت هم پیدا نمی كند، خطاب می شود كه خدایا این دوست ما كجاست؟ ندا می آید كه در حضور و بهشت خدا رفته است.

وی با بیان اینكه بهشت خدا، جدا از بهشت معمول است، می گوید: بهشت معمولی برای كسانی است كه غذا و حوری می خواهند؛ اما آنها كه خود خدا را می خواهند و عبادت را برای خود خدا كردند و نه برای ترس از جهنم، آنها در بهشت خدا وارد می شوند، آیه قرآن هم وجود دارد، «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» از خدا بخواهیم كه در آن بهشت قرار بگیریم، جنت فردوس، جنت عدل جنت های متعدد وجود دارد ولی جنت خدا، عالی است.

این عالم ربانی در ادامه در شرح فراز آخر دعای روز پنجم ماه رمضان «بِرَأْفَتِكَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ» می گوید: خدا به مهربانی خودت، دعاهای ما را مستحاب كن، این خدایی كه رحمت از همه رحمت ها بیشتر است.

 
  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

همیشه شروع کردن سخت ترین کاره، چون خودت نمی دونی از چی یا کی میخوای بنویسی ولی بعد از شروع و کمی نوشتن انگار که قلم، خودکار شروع به نوشتن میکنه و بی اختیار می نویسه!
مدیر وبلاگ : سرباز گمنام امام زمان (عج)

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام موضوع بیشتر قابل توجه تان می باشد؟







نویسندگان


استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال انبیاء

پیچک